سازمان دانش آموختگان ايران اسلامی ادوار تحکیم وحدت

خطر جنگ؟بستگی دارد...

پنج‌شنبه، 20 تیر 1387

احمد زیدآبادی-

اين روزها از گوشه و كنار كشور افرادي تماس مي‌گيرند و مي‌پرسند: جنگ كي شروع مي‌شود؟

تا كنون مردم عادي احتمال بروز جنگ را جدي نمي‌گرفتند ولي اكنون جدي گرفته‌اند.‏
علت اين مساله، ظهور نشانه‌هاي روشن رسمي از احتمال وقوع جنگ از طرف مقابل و يا جنجال رسانه‌هاي ‏فارسي زبان خارج از كشور نيست، بلكه اذعان مقام‌هاي رسمي به جدي بودن احتمال جنگ اين مساله را د ‏ربين مردم عادي جدي كرده است.‏

تا چند وقت پيش يك روزنامه "خوشنام" ساير نشريات را رصد مي‌كرد تا اگر اشاره‌اي به احتمال وقوع جنگ ‏كرده باشند، يقه شان را بچسبد و آنها را به "خالي كردن دل مردم"، "همراهي با جنگ رواني دشمن عليه ملت ‏ايران" و "بازي نقش ستون پنجم" متهم كند.‏

حالا اما به هر علتي سياست تغيير كرده است و مقام‌هاي ارشد نظامي و سياسي از جدي بودن احتمال جنگ، ‏آمادگي كامل براي مقابله با دشمن و حفر صدها هزار قبر براي دفن سربازان مهاجم در استان‌هاي مرزي ‏ايران سخن مي‌گويند.‏

در واقع همين سخنان، توده مردمي را كه گوش به راديو و چشم به تلويزيون جمهوري اسلامي دارند، نسبت ‏به خطر وقوع جنگ هشيار كرده به گونه‌اي كه آن را قريب‌الوقوع مي‌بينند.‏

با اين حال، اين پرسش همچنان قابل طرح است كه جنگ تا چه اندازه جدي است و تبعات بروز احتمالي آن ‏براي ايران چيست؟

به نظر من احتمال وقوع جنگ در اين لحظه همچنان پنجاه – پنجاه است، اما وقت زيادي باقي نمانده است تا ‏مشخص شود كه كدام پنجاه درصد به نفع پنجاه درصد ديگر از صحنه خذف خواهد شد.‏

اگر بخواهيم واقع بينانه و بي‌طرف به موضوع نگاه كنيم، آمريكا و متحدانش جمهوري اسلامي اتمي را تحمل ‏نمي‌كنند و اگر برخي از تحليل‌گران داخلي و خارجي خلاف اين را مي‌گويند به نظر من يا قصد تيره كردن ديد ‏مسئولان نظام اسلامي به واقعيات منطقه‌اي و بين المللي را دارند و يا آنكه علايق خود را به واقعيت ترجيح ‏مي‌دهند.‏

با اين حال، كم و بيش روشن است كه آمريكا و متحدانش در حال حاضر تصور مي‌كنند كه اعمال فشارهاي ‏سنگين سياسي و تشديد تحريم هاي اقتصادي از سوي مجموعه نظام جهاني ايران را به دست كشيدن از ‏پيگيري چرخه كامل سوخت هسته‌اي وادار خواهد كرد، اما جدول زماني در اين ميان از اهميت بسياري ‏برخوردار است.‏

به عبارت ديگر اكنون مسابقه‌‌اي بين سرعت برنامه هسته‌اي ايران براي رسيدن به نقطه "غير قابل بازگشت" ‏و تاثيرگذاري تحريم هاي بين المللي بر نظام سياسي آغاز شده است و هنوز مشخص نيست كه كداميك ديگري ‏را پشت سر خواهد گذاشت.‏

اگر سرعت برنامه اتمي بر تاثيرگذاري تحريم ها پيشي گيرد، احتمال توسل آمريكا يا اسرائيل به حمله نظامي ‏عليه تاسيسات هسته‌اي ايران به سمت قطعي شدن پيش خواهد رفت و جنگ با همه عوارض و مصائبش آغاز ‏خواهد شد.‏

در مقابل، اگر سرعت تاثيرگذاري تحريم ها از سرعت پيشرفت برنامه هسته‌اي بيشتر باشد، احتمال جنگ ‏كاهش مي‌يابد، اما درعوض جامعه ايراني بايد در انتظار تحريم‌هاي اقتصادي دردناكي باشد.‏

من نمي‌دانم سعيد جليلي دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران در ديدار آتي خود با خاوير سولانا مسئول سياست ‏خارجي اتحاديه اروپا به چه نحوي از پاسخ ايران به بسته پيشنهادي گروه 1+5 رازگشايي خواهد كرد، اما اگر ‏در پشت عبارات مبهم ايران، چيزي جز سياست قبلي دولت ايران نباشد، به طور حتم در دوره‌اي با تحريم ‏هاي طاقت فرسا و اگر موثر نيفتد با جنگ روبرو خواهيم شد.‏

به نظر مي‌رسد مذاكره كنندگان ايراني سياست خريد وقت را به عنوان يك تاكتيك انتخاب كرده‌اند اما نبايد ‏فراموش كرد كه اين تاكتيك حتي اگر با ظرافت نيز به كار گرفته شود دايره بسياري محدودي خواهد داشت و ‏به سرعت لحظه بله يا خير گفتن فرا خواهد رسيد.‏

برخي از ايراني ها تصور مي‌كنند كه دولت محمود احمدي نژاد به عمد سياست درگيري نظامي با آمريكا را ‏دنبال مي‌كند زيرا مي‌خواهد در سايه جنگ، فضاي سياسي را بسته و نيروهاي مخالف و منتقد را قلع و قمع ‏كند. من با اين نظر مشخصا به دليل علتي كه براي آن طرح مي‌كنند، موافق نيستم چرا كه در داخل ايران نه ‏فضاي بازي است كه لازم به بسته شدن آن از طريق به راه انداختن جنگ باشد و نه نيروهاي منتقد و مخالف ‏انسجام و تشكيلاتي دارند كه حضورشان براي اصحاب قدرت خطرآفرين باشد و سركوب آنان نيازمند جنگ با ‏بزرگترين قدرت جهاني باشد.‏

برخي از ايراني‌ها نيز بر اين گمانند كه حمله خارجي ضربتي و محدود خواهد بود. اين نيز محل ترديد است، ‏زيرا محدود بودن حمله به عدم واكنش ايران و بسنده كردن آن به شكايت به سازمان ملل و تهديدهاي لفظي ‏خواهد بود. آيا نظام سياسي ايران در شرايطي هست كه بتواند در مقابل يك حمله نظامي خارجي كه به مثابه ‏تجاوز به ناموس يك كشور است، فقط حرافي كند؟

بعيد به نظر مي‌رسد چرا كه بي عملي در مقابل تهاجم خارجي معنايي جز ناتواني نظام و بحران اقتدار آن ‏نخواهد بود. بنابراين ايران به احتمال زياد به منافع آنان ضربه خواهد زد، اما اين ضربه نيز ضربه متقابل را ‏در پي خواهد داشت و دو طرف را وارد زنجيره بي پاياني از ضربات متقابل و جنگي تمام عيار خواهد كرد ‏كه فرجامش نابودي امكانات كشور ما و آسيب ديدن طرف مقابل خواهد بود.‏

آيا اين سناريوي دلپذيري براي رهبران جمهوري اسلامي پس از تجربه 30 سال حكومتداري است؟ ‏

منبع:روزآنلاین