سازمان دانش آموختگان ايران اسلامی ادوار تحکیم وحدت

هنجار و هنجارشکن

پنج‌شنبه، 20 تیر 1387

احسان رمضانیان-

حکومت های ایدئولوژیک در راستای همسان سازی فکری و رفتاری طیف های مختلف افراد تحت امرشان، دست به اقدامات نسبتاً مشابهی می زنند. کارهایی از قبیل در انحصار گرفتن رسانه های دیداری و شنیداری مانند رادیو و تلویزیون، تحت فشار گذاشتن جراید مستقل و غیر دولتی، اعمال سانسور و کنترل شدید بر کتاب های درسی و غیر درسی. که اینها تنها بخشی از اقدامات چنین رژیم هایی است. اما معمولاً با توجه به هزینه های هنگفتی که این قبیل دولت ها می پردازند، معمولاً دستاوردی درخور، عایدشان نمی شود. نمونه های بسیاری را می توان از کشورهای سابقاً کمونیستی مشاهده کرد، که از دل آن نظام های بسته و خفقان آور، انسان هایی با گرایش های فکری و سیاسی کاملاً متضاد با ارزش های حاکم بر آن جوامع، ظهور کردند و زمینه ساز تغییرات بنیادین در ساختار سیاسی آن نظام ها شدند.
نزدیک به سی سال از انقلاب 57 در ایران می گذرد. انقلابی که نه تنها قصد ایجاد تغییرات بنیادین در سیستم حکومتی داشت، که گذشت زمان ثابت کرد که در راه تقویت ریشه های ایدئولوژی مطلوب خود، کمر همت به زیر و رو کردن بسیاری از هنجارهای اجتماعی و فرهنگی ایران بسته است. حتی در این راه، بسیاری از آداب و رسوم ملی را کنار زد و تبلیغات گسترده ای برای بسط و گسترش هنجارهای جایگزین نمود. و چون تبلیغ کارگر نیفتاد، عامل اجبار را برای نیل به اهداف خود اختیار کرد.
جوانان دهه شصت –اعم از دختر و پسر- از یاد نبرده اند برخوردهایی را که کمیته های انقلاب در کوچه و خیابان با آنان تحت عنوان "امر به معروف و نهی از منکر" انجام می دادند. سوای مسأله پوشش زنان، در آن هنگام پوشیدن شلوار "جین" در محیط های آموزشی و نیز پیراهن های آستین کوتاه در اماکن عمومی برای مردان، جرم به حساب می آمد. هیچ دختر و پسری را جرأت قدم زدن با هم در خیابان نبود و...
حکومت برآمده از انقلاب مردمی، قریب به سی سال تلاش کرد تا نوعی فرهنگ جدید را به جامعه تحمیل کند و هنجارشکنانه، قصر پایه ریزی هنجارهایی نو را در کشور داشت. سئوال اینجاست که آیا آنها توانستند به خواسته های خود برسند؟ برای یافتن پاسخ، کافیست سری به کوچه و خیابان و مدارس و دانشگاه ها بزنیم تا حقیقت را لمس کنیم. بی تردید اگر جوان دهه شصت، پس از بیست سال دوباره به خیابان های تهران قدم گذارد، در حیرت فرو می ماند. اگر جوان ایرانی در دهه شصت به ناچار و ریاکارانه شکل و شمایل خاصی را برای رسیدن به حقوق مشروع خود به عنوان یک شهروند بر می گزید و پوششی "حکومت پسند" را بر تن می کرد، امروز دیگر به این اجبار تن در نمی دهد. امروز جوان ایرانی نه تنها در خیابان، که در مدرسه و دانشگاه، آنچه که خود می پسندد، می پوشد. و رفته رفته کار به جایی می رسد که این هنجار را به مجریان تلویزیون تماماً دولتی جمهوری اسلامی هم تحمیل می کند. آنجا که می بینی مجری برنامه ای با شلوار جین و موهای ژل زده و آراسته در برابر دوربین حاضر می شود.
اصولاً هنجارهای اجتماعی شیوه های رفتاری معینی هستند که درگروه یا جامعه متداول است و فرد در جریان زندگی خود، آن را می آموزد، به کار می بندد و نیز انتظاردارد که دیگر افراد گروه یا جامعه آن را انجام دهند. اگر به مردم کوچه و بازار نظری بیفکنیم، به درستی متوجه می شویم که این ظاهر آنها نیست که هنجار شکن است، که شکل و شمایل ارشادگران آنها شایسته چنین صفتی است که سر هر گذری در کمین نشسته اند تا رهگذران –به ویژه دختران- را به ناکجا آباد اصلاح و ارشاد ببرند. به راستی آیا مسئولانی که دائماً دم از هنجار و هنجارشکنی می زنند، دقیقاً با این مفهوم آشنایی دارند یا منظورشان از هنجار چیز دیگریست که ما نمی دانیم؟
مسئولان دائماً از "تهدید امنیت روانی هموطنان عزیز" و تقاضاهای بیشمار آنها برای برخورد با هنجارشکنان خبر می دهند. سردار رادان: "ما در نظرسنجي خود چگونگي اجراي طرح [ امنیت اجتماعی] و اولويت داشتن يا نداشتن آن در شرايط كنوني را به نظرسنجي گذاشته ايم .و همانگونه كه ما پيشتر نيز اعلام كرديم 87 درصد پاسخ دهندگان اذعان داشتند كه در حال حاضر اجراي چنين طرحي ضروري است، در حالي كه 13 درصد آنها بر اين باور بودند كه در شرايط كنوني اجراي آن فاقد اولويت است."
در مورد سخنان ایشان چند پرسش به ذهن خطور می کند:
1- این نظر سنجی را کدام موسسه یا نهاد مستقلی انجام داده که رییس پلیس تهران از آن به عنوان سند یاد می کند و اساساً آیا در کشوری که دولت اجازه تأسیس موسسات افکارسنجی را به شهروندانش نمی دهد، سخن گفتن از نظر سنجی از یک شوخی فراتر است؟
2- با فرض صحیح بودن سخن سردار، آیا امنیت روانی مردم را نیروهای امنیتی که در معابر جولان می دهند بیشتر تهدید می کنند و یا چند تار موی یک دختر؟
3- در طرح امنیت اجتماعی قرار بر این بود که با هنجار شکنان برخورد شود، بسیار خوب، در این صورت ظاهر بسیاری از منصب داران با اکثریت مردم هماهنگی ندارد و این را حداقل سردار رادان می توانند با قدم زدن در معابر تهران به وضوح ببینند، پس بنا بر همین طرح، بسیاری از صاحب منصبان و ارشاد کنندگان بایستی به جرم ناهنجار بودن پوشش و ظاهرشان تحت پیگرد قرار گیرند.
بزرگترین حربه گاندی در برابر استعمارگران بریتانیایی، تحریم پوشاک انگلیسی و به تن کردن تن پوش های هندی بود. چنین سبک مبارزه ای را به نوعی دیگر، ایرانیان در این مدت به خوبی به نمایش گذاشته اند و به نظر همچنان ادامه می دهند.
امروز پرچم این نافرمانی مدنی –که می تواند خود آگاه یا ناخود آگاه باشد- را جوانانی در دست دارند که اکثراً پس از انقلاب اسلامی به دنیا آمده و از آب و هوای تصفیه شده انقلاب تنفس کرده اند. این جوانان هر طور که بخواهند می پوشند و هر آنچه طبع لذت جویشان طلب کند، انجام می دهند و هنجارهای جدید را به سرداران تحمیل می کنند. خواه عالیجنابان را خوش بیاید، خواه نیاید.