این هم یک دلیلش
پنج‌شنبه، 6 بهمن 1384

احمد زیدآبادی

كساني كه از داخل و خارج ايران بر فعالان سياسي خرده مي‌گيرند كه چرا با وجود اين همه نيروهاي تحصيل‌كرده و ناراضي و مشتاق كار در ايران نتوانسته‌اند تشكيلاتي فراگير و تاثيرگذار براي حراست از منافع ملي كشور در روزهاي خوف و خطر به وجود آورند، مي‌توانند بخشي از پاسخ خود را از خاطرات علي‌ اكبر ناطق نوري استخراج كنند.

ناطق نوري در بخشي از خاطراتش كه اخيرا انتشار يافته و در سايت‌هاي اينترنتي نيز بازتابي گسترده يافته است در مورد حادثه 18 تير 1378 كوي دانشگاه تهران و رويدادهاي متعاقب آن تاكيد كرده است كه سرنخ ماجرا دست ملي – مذهبي‌ها و نهضت آزادي بوده است و او براي فرونشاندن آشوب، در جمع سران نظام فرياد زده است كه بايد اينها را سينه ديوار نشاند.

تمام اسناد و مدارك و شواهد و قرائني كه ناطق نوري در مورد هدايت تظاهرات خشمگينانه دانشجويان در آن روزها، توسط ملي – مذهبي‌ها و نهضت آزادي ارائه مي‌كند محدود مي‌شود به اينكه يكي از محافظان وي در جريان تظاهرات مرد به نسبت مسني را مشاهده كرده كه پس از تحريك دانشجويان به دادن شعارهاي خاص، از پشت درخت با موبايل ماجرا را به جايي گزارش مي‌كرده است!

ناطق نوري از جمله محافظه كاراني است كه در ايران به تندروي شهرت ندارد و حتي برخي از اصلاح طلبان او را فردي شوخ و بذله‌گو و منعطف مي‌شناسند.

همين فرد در بخشي ديگر از خاطرات خود كه مربوط به بازرسي ويژه از مراكز حساس نظام مي‌شود، چنان خود را ديندار و خدا ترس و نگران آخرت نشان داده است كه هر آدم سخت باوري را هم به اين ترديد مي‌اندازد كه نكند واقعا از روي صداقت اخلاص سخن گفته است.

حال فردي با اين ويژگي‌ها، هنگامي كه از رويدادي سياسي نگران مي‌شود با تكيه بر ادله‌اي كه شرح آن رفت، خواستار تير باران سران ملي – مذهبي و نهضت آزادي مي‌شود، يعني همان كساني كه به حدي در كنترل دانشجويان و پيشگيري از افراطي شدن فضا تلاش كردند كه برخي از دانشجويان آنها را به هودستي با رژيم متهم كردند.

ناطق نوري درخواست تير باران سران ملي – مذهبي را از موضع يك مقام اطلاعاتي و امنيتي هم مطرح نكرده بلكه از جايگاه رئيس مجلس چنين تقاضايي داشته است، جايگاهي كه هر چند هم صوري و فرمايشي باشد، حتي در كشورهاي عقب مانده نيز در برابر اصرار سازمان‌هاي امنيتي بر سركوب، از موضع ملايمت و مدارا با معترضان دفاع مي‌كند.

حال در كشوري با چنين تصميم‌گيراني چگونه مي‌توان كار سازمان يافته و تشكيلاتي كرد؟ متاسفانه در كشور ما به رغم آنكه مي‌توان به طور انفرادي و در تريبون‌هاي محدود انتقادات بعضا تندي هم از سران حكومت كرد، اما كمترين حاشيه امنيتي براي كار دسته‌ جمعي و تشكيل احزاب مخالف موثر وجود ندارد. در اين ميان كساني هم پيدا مي‌شوند كه مي‌گويند شما چه كار به برخورد حكومت داريد، كار خود را مخفيانه انجام دهيد!

اين افراد مي‌پندارند كه فعاليت حزبي همچون تشكيل يك گروه محدود چريكي است كه مي‌توان خارج از نظارت دستگاه هاي امنيتي اقدام به انجام آن كرد. واقعيت اين است كه بين اين دو شباهتي وجود ندارد. اولا با رشد تكنولوژي كنترل كننده، ديگر امكان تشكيل گروههاي مخفي وجود ندارد. ثانيا اگر هم چنين امكاني وجود داشته باشد، در اين دوران تاريخي هيچ ثمر مثبتي ندارد و فقط تلف كردن وقت است.

تشكيل حزب سياسي در درجه نخست به حاشيه امنيتي رسمي و واقعي نياز دارد. اين هم به عهده حكومت است. به عبارت ديگر تا يك حكومت به اختيار خود و يا به جبر محيط به اين نتيجه نرسد كه نظام سياسي نيازمند فعاليت آزاد احزاب است، حزب به معناي واقعي آن ظهور نخواهد كرد.

متاسفانه حكومت ايران نه فقط چنين نيازي را احساس نمي‌كند، بلكه تشكيل احزاب واقعي را تهديدي عليه خود تلقي مي‌كند و اگر در اين مورد به كساني ظنين شود، افرادي تندخوتر از ناطق نوري هم بسيار دارد كه درخواست اعدام را نشانه دلسوزي خود به نظام بدانند.

اما هزاران بار تكرار شده و باز تكرار مي‌كنم كه نبود احزاب قدرتمند و مسئول و با اعتبار در يك كشور، به حكومت در برابر بحران‌ها مصونيت نمي‌بخشد، بلكه آنان را شكننده مي‌كند. اگر هم اكنون يك حزب قدرتمند غير دولتي وجود داشت كه مي‌توانست ميليون‌ها ايراني را از خاستگاهي مستقل بسيج كند، آيا قدرت‌هاي بزرگ در مواجهه با پرونده اتمي ايران قادر بودند، صداي آن را نشنوند و در محاسبات خود به حساب نياورند؟

دريغ كه حكومت ما به چنين چيزي باور ندارد! حتي وجود خطر را هم براي خود باور ندارد!

منبع : روز

بالا^^