علي مليحي
«آنچه به عنوان یکی از مبانی دموکراسی اهمیت دارد برخورداری از حق برابری در حقوق مدنی مانند آزادی بیان و ابراز عقیده و حقوق سیاسی مثل حق رای و حق کسب منصب سیاسی است.به بیان دیگر برابری اصلی در دموکراسی،برابری در فرصت ها است.کسانی که به طور برابر تحت حمایت قانون باشند می توانند از فرصت هایی که نظام سیاسی فراهم می آورد بهره گیرند و به مشارکت و رقایبت در زندگی سیاسی بپردازند.» حسین بشیریه-درسهای دموکراسی برای همه
بر اساس طرحی که پیرامون شرایط کاندیداهای سمت ریاست جمهوری اسلامی ایران در مجلس هشتم تصویب شده و در صورت تایید شورای نگهبان لازم الاجرا می باشد.نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری باید حداقل دارای مدرک فوق لیسانس و یا معادل حوزوی آن باشند.
بر طبق رویه ای که در آزمون کارشناسی ارشد دانشگاه های کشور از"آخرین ماه های دولت خاتمی"و در طول دوره دولت نهم شکل گرفته است،وزارت اطلاعات با استناد به موارد مندرج در دفترچه راهنمای ثبت نام این آزمون،قبولی برخی پذیرفته شدگان علمی در این آزمون که در طول دوران لیسانس فعالیت های دانشجویی داشته اند و از نظر این وزارت خانه عناصر به اصطلاح نامطلوبی تشخیص داده شده اند را ملغی کرده است. این دایره البته مانند سال های قبل اقلیت های مذهبی و یا برخی دانشجویان را که خانواده های آنها سوابق فعالیت های سیاسی داشته اند را نیز در برگرفته است. استدلال شفاهی ارایه شده از سوی مقامات مسوول به این دانشجویان بر این مبنا استوار بوده است که "نظام"به شما اجازه تحصیل تا این مرحله را داده است و از این مرحله به بعد اجازه ادامه تحصیل و رسیدن به مدارج بالای علمی به شما داده نخواهد شد. از دیگر سو برخی از روسای دانشگاه های کشور مانند صدرالدین شریعتی و دکتر رهایی از طریق صدور حکم های پیاپی تعلیق از تحصیل عملا برخی فعالان دانشجویی را از دانشگاه اخراج کرده اند.
بدین ترتیب و بر اساس مصوبه اخیر مجلس شورای اسلامی دانشجویان محروم از تحصیل که بعضا دو مرتبه در آزمون ارشد پذیرفته و رد شده اند،در طول زندگی خود در نظام حاکم،از حق کاندیداتوری برای منصب ریاست جمهوری اسلامی محروم شده اند.این دانشجویان البته پیش از این از حق کاندیداتوری در انتخابات مجلس شورای اسلامی به دلیل وجود شرط مشابه نیز محروم شده بودند
تقریبا تمامی نیروهای درون ساختار حاکمیت و همچنین اکثریت قریب به اتفاق نیروهای منتقد حکومت،معتقدند که در"دوران سیاه ستم شاهی"تبعیض بر علیه شهروندان یکی از عوامل اصلی نارضایتی عامه مردم از دستگاه بوده است. مع الاسف در خصوص "حق تحصیل" ظاهرا وضعیت به آن سیاهی توصیف شده نبوده است. آیت الله منتظری در جریان دیدار سال قبل خود با اعضای دفتر تحکیم وحدت ضمن ابراز تاسف از محرومیت دانشجویان از تحصیل گفت"در دوران شاه،من در زندان بودم،فرزندم سعید متواری بود اما فرزند دیگرم احمد بدون مزاحمتی در دانشگاه درس می خواند".
یکی از اعضای شورای صلح در گفتگویی در همین خصوص اشاره می کرد"در دوران شاه به دلیل اقدام علیه امنیت کشور از طریق پرتاب سنگ به اتومبیل مقامات بالای کشور به زندان محکوم شدم.بعد از دوران زندان به دانشگاه آریامهر(صنعتی شریف)محل تحصیلم بازگشتم و بدون هیچ مزاحمتی تحصیل را ادامه دادم و اتفاقا اساتید و مسوولان دانشگاه کمال همکاری را در جبران عقب ماندگی درسی بنده انجام دادند"بنابراین محروم کردن دانشجویان از تحصیل در مقاطع بالا، در دوران سیاه ستم شاهی نیز اعمال نمی شده است.
ممانعت از ادامه تحصیل فعالان دانشجویی فاقد هرگونه پشتوانه قضایی و یا قانونی است. تنها استناد برای چنین رفتاری با دانشجویان،برخی مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی است. نیروهای سیاسی میانه رو ایرانی نیز که به تسامح اصلاح طلب خوانده می شوند،در سال های اخیر به کرات بر همین نکته انگشت نهاده اند که رویه های شکل گرفته در دولت نهم،ازجمله نحوه رفتار با دانشگاه،برخلاف اصول قانون اساسی، انقلاب اسلامی و مشی و رویه سابق بوده است و به همین دلیل معتقدند تمامی شهروندان و نیروهای سیاسی و اجتماعی باید برای نجات کشور وارد صحنه شده ومعادلات را به نفع کاندیدایی به جز رییس جمهور فعلی تغییر دهند.
در مقابل فعالان دانشجویی به درستی از کاندیداهای مطرح در انتخابات آتیو سیاست ورزان حامی آنها انتظار دارند تا به جای نمایش"التماس دانشگاه"برای حضور فلان کاندیدا در عرصه،پاسخگوی مطالبات مشخص دانشجویان باشند. از جمله اینکه کاندیداهای ریاست جمهوری در انتخابات آتی پیرامون "سلب حق تحصیل"از برخی شهروندان چه موضعی خواهند داشت؟
این خواسته حداقلی که قابل تحقق در چارچوب وظایف یک دولت در ساختار حقیقی و حقوقی نظام حاکم است،می تواند یکی از مطالبات روشن دانشجویان از کاندیداهای انتخابات آتی فارغ از گفتمان آنها باشد.
شاید برخی بگویند که تمام این مسایل با رفتن احمدی نژاد حل خواهد شد. اما باید از کاندیداهای فعلی پرسید آیا حاضرند به صراحت و در گفتگوهای تلویزیونی و مطبوعاتی خود وعده بازگرداندن دانشجویان محروم از تحصیل-که برخی از آنها با رتبه های تک رقمی هم اینک در حال گذراندن سربازی هستند-به دانشگاه را بدهند؟ و یا اصولا طرح چنین مسایلی در تریبون های عمومی را شیطنت در جهت وهن نظام و خدشه به عزت رهبری آن ارزیابی می کنند؟
دانشجویان باید از کاندیداهای ریاست جمهوری و خصوصا مدعیان اصلی این پست بخواهند که به روشنی نحوه تعامل رییس جمهور وزیر علوم و نهاد امنیتی در اختیار دولت با دانشگاه را تشریح کند.
اگر مهم ترین سوالی که کاندیداهای ریاست جمهوری باید در برابر خبرنگاران خارجی و افکار عمومی دنیا پاسخ دهند این باشد که آیا ایران غنی سازی اورانیم را متوقف خواهد کرد؟ و جواب آن بله یا خیر خواهد بود.رییس جمهور آتی باید به این سوال مهم فعالان دانشجویی نیز پاسخ دهد که "آیا روند محرومیت از تحصیل دانشجویان را متوقف خواهد کرد و آیا محرومان از تحصیل در سال های اخیر را به دانشگاه بازخواهد گرداند؟"
بالا^^