فریبا داوودی مهاجر
محمد حسين صفارهرندي وزيرارشاد اسلامي اعلام کرد که در دولت نهم حفظ اعتقادات مردم بر تامين نان و آب اولويت دارد. واين در حالي است که درروايات آمده است که اگر فقر از يک در وارد شود ايمان از در ديگر خارج خواهد شد. وآنچه از ديگر متون بر مي آيد اين است که فقر، مرگ اکبر و مرزگاه کفر است.
بدون شک فقر مي تواند انواع و اقسام آسيب ها ومعضلات وحتي جرم و بزهکاري را به جامعه تزريق کند. و هرجامعه اي را با سقوط وانحطاط مواجه سازد. از قرار سردبير سابق روزنامه کيهان نمي داند که فقرو شکاف طبقاتي مي تواند چالشهاي بزرگي در اداره کشور ايجاد کرده ويک سيستم سياسي را همه جانبه از تعادل خارج سازد. وبه همين دليل است که در متون ديني که ايشان و هم فکرانشان به زعم خود از آن تبعيت مي کنند، رسيدن به کليد بهشت را در خدمت به فقرا و نيازمندان مي دانند. چنين اظهار نظري از سوي جناب صفار هرندي بسيار عجيب است! چرا که ايشان وزير دولتي است که رئيسش با شعار آوردن پول نفت بر سر سفره هاي مردم رئيس جمهور شده است. امروز متوليان امرحرفهايي کاملا متناقض با ادعاهاي عوام فريبانه روز اول خود مي زنند. آنهم در شرايطي که نرخ تورم از 29 درصد گذشته و مردم تحت فشار شديد اقتصادي هستند. به گونه اي که حتي قادر به گذران زندگي عادي خود نيستند. و هرفرد وقشري که از مشکلات صنفي و معيشتي سخني براند، سخنش تضعيف نظام و خيانت به انقلاب تلقي مي شود. وحتي بعضا به دليل اقدام عليه امنيت روانه زندان هم مي شود.
اينها، همه کارنامه دولتي است که تصور مي کند مي تواند با تظاهر به دينداري وهاله نور خودش را عين اسلام معرفي کند واز زير بار هر مسئوليتي که براي ايجاد رفاه وعدالت اقتصادي واجتماعي دارد شانه خالي کند و مردم رابراي برآورده شدن نيازشان به چاه جمکران وآخرت حواله دهد. با کمال تاسف بايد گفت که در کشورما ايران، هر فردي که با شعار مردم پسند بر کرسي خود تکيه مي زند خيلي زود نيازمندان و اقشار آسيب ديده ونيازمند به حمايت را فراموش کرده وتنها به حفظ قدرت و انباشت ثروت براي خود وهم فکرانش مي انديشد. البته مردم تحت ستم هم به دليل حجم مشکلات معيشتي که بي درايتي قدرتمندان براي آنها ايجاد کرده توانايي نجات دادن خود را ندارند.
جناب وزير که امروز به مدد وعده هاي بدون برنامه براي بهبود وضعيت رفاهي مردم بر صندلي وزارت تکيه زده است، علت برتري دولت اسلامي بر ساير دولتهارا هم همين اهميت به اعتقادات بيش از نان و آب مردم مي داند. چنين رويکردي تنها محدود به گروه معدودي است که مثل ايشان فکر مي کنند و از قرار، ساير مردم که مثل ايشان نمي انديشند اساسا جزو مردم تلقي نمي شوند و غير خودي هايي هستند که با يد ترد شوند. درحالي که علي القاعده در يک جامعه اي که ازنرخ تورم بالا وقدرت خريد پايين و توسعه نيافتگي رنج مي برد وهمواره درگيرتامين حداقل نيازهاي خود هست، جايي براي حفظ اعتقادات باقي نمي ماند! حتي اگر آن حکومت نام اسلامي را هم يدک بکشد تنها تصويري مانند حکومتهاي بني عباس و بني اميه در اذهان بجا خواهد گذاشت. البته واقعا مشخص نيست حکومتي که تنها مي خواهد اعتقادات را حفظ کند، اقتصاد و سيستم مالياتي و بانکي وگمرکي و بحث توليد و گردش وانباشت ثروت وسرمايه درآن چه جايي دارد؟
در اين شرايط آيا بهتر نيست دولتمردان فعلي صرفا دنبال حل مشکل اعتقادي مردم بروند و امور جاري مملکت را که با نان و آب و امورغير معنوي سرو کار دارد به دولتمردان واقعي بسپارند و بيش ازاين ديانت را آلوده به سياست نکنند؟ ويا درواقع براي پنهان کردن عدم برخورداريشان از بينش سياسي و عدم توانايي حل معضلات اقتصادي بيش از اين دين را به چالش نکشند؟
در ديدگاه اين به ظاهر دولتمردان، مشخص نيست عدالت چه سهمي در توليد وتوزيع و مصرف خواهد داشت. واصولا اقتصاد در مولفه هاي قدرت چه جايي دارد؟ والبته آنچه در اين سالها بيش از پيش به چشم مي خورد فروپاشي اقتصادي وبي انضباطي در اقتصاد است. هرچه تجارت ومجوز هاي ميلياردي و پول وسرمايه است در دست حلقه هاي خاص نزديک به آقاها و آقازاده ها قرار داشته و افرادي خاص از کنار رانت هاي اقتصادي به ثروت هاي ميلياردي دست يافته اند. در حاليکه فقر و مشکلات اقتصادي دامن اکثريت مردم را گرفته است. فقري که بدترين اسارت براي بشريت است وفرصتها را از جامعه مي گيرد. متاسفانه امروز در کشور ما عدالت اجتماعي جايش را به توزيع عادلانه فقر داده است. ونقش مافياهاي اقتصادي بيش از پيش برسياست و حلقه هاي نزديک حاکميت پررنگ شده است. فقدان مطبوعات آزاد، احزاب حرفه اي، نبود سازمانهاي غير دولتي و آزادي اجتماعات دست اين مافياهاي اقتصادي است که فساد را درون جامعه ما دامن مي زنند باز کرده است. به محض آنکه روزنامه اي، حزبي و سازماني دست به نقد جدي وضعيت موجود مي زند بايد به محاق غير قابل برگشت برود. درنهايت بايد به جناب هرندي يادآوري کرد، اين جمله مرحوم سيد محمد باقرصدر را که: "عدالت متوقف بر دو امر است. رفاه عمومي و تعديل ثروت." (اقتصادنا، ص 303)
رفاه و ثروتي که همه جامعه بتوانند از آن بهره مند شوند وتفاوتي در کسب مواهب مادي نداشته باشند.
منبع:روز
بالا^^