حسن اسدي زيدآبادي
جناب آقای "سعید مدنی" پژوهشگر مسایل اجتماعی و از فعالان جریان ملی - مذهبی در یادداشتی که در واپسین شماره شهروند امروز به رشته تحریر در آورده اند، به موضوع واجد اهمیت بسیار "جنبش اجتماعی و انتخابات ریاست جمهوری" پرداخته و با برشمردن زمینه های اجتماعی مناسب جهت رای آوری اصلاح طلبان و منتقدان وضع موجود بر لزوم اولا مشارکت فعال در انتخابات و ثانیا استفاده از یک حرکت و جنبش اجتماعی برای پیروزی در انتخابات تاکید کرده اند.
البته واقعا جای خوشحالی است که لااقل ایشان به فراست دریافته اند که در شرایط موجود که هسته اصلی قدرت اصلاح طلبان و حتی میانه روها را نیز به بازی واقعی قدرت راه نمی دهد و در نهایت در صورت صدور تجویز از آنها به عنوان بازیگران نمایش شبه دموکراسی مورد نظر استفاده می کند، تنها راه شکستن موازنه قدرت شکل گرفته در سطوح عالی قدرت (و به تعبیر برخی از تحلیلگران موازنه میان روحانیون و نظامیان) وارد کردن یک نیروی عظیم و پرشور اجتماعی به صحنه سیاسی و تغییر این موازنه قوا و مهار هسته اصلی و تصمیم گیر آن با تکیه بر قدرت عینی این حرکت اجتماعی است.
از قضا این تحلیل در واقع لب کلام کسانی است که حضور آقای خاتمی را بی تاثیر و آغازی بر یک سرخوردگی بی پایان اجتماعی – تاریخی می دانند که عواقب سوء آن از شماره به در است، چرا که رییس جمهور پیشین در دو دوره ریاست جمهوری در حالی که با اکثریتی خیره کننده به قدرت راه یافت، هیچگاه نخواست و نتوانست که از نیروی واقعی که برمبنای آن به قدرت راه یافته بود عملا استفاده کرده و گامی برای پاسخ به مطالبات آنها بردارد.
ارائه دهندگان این تحلیل معتقدند اولا برای جلب آراء خاموش و مردمان سرخورده از بی عملی اصلاح طلبان در هشت سال حضور در قدرت بایستی چهره ای را به صحنه فرستاد که ضمن آشنایی با ساختارهای رژیم حقیقی با استفاده از کارنامه ای روشن و با تکیه بر صراحت لهجه توانایی بر زبان راندن مطالبات واقعی مردم را داشته باشد و نه اینکه تنها چند روز پس از اعتراض رهبری نظام به برخی انتقادات وارده به دولت نهم، هدف غایی خود را در "اوج عزت قرار دادن رهبر انقلاب" معرفی کرده و فیتیله روشن نشده انتقادات گاه گاه خود به عملکرد دولت را پایین بکشد. ثانیا "گزینه مناسب اصلاحات" بر مبنای این تحلیل بایستی کسی باشد که بتواند و بخواهد که از جنبشی که آقای مدنی به درستی بر لزوم شکل گیری آن تاکید می کند در معادلات و تعاملات با جناح اقتدارگرا استفاده و با "ایستادگی" بر سر "خطوط قرمز" موجبات تحقق مطالبات مردم را فراهم نماید، نه آنکه با بی عملی و سستی ریاست جمهوری را به گفته خود به "تدارکچی" تقلیل دهد. گزینه ای که از نظر ارائه دهندگان این تحلیل کسی جز " عبدالله نوری" نیست. گرچه به نظر می رسد آقای مدنی از رییس جمهور پیشین در ذهن خود "خاتمی دیگری" ساخته و در راس این پروژه و طرح قرار داده است، جایگزینی که نه خاتمی خواهان آن است نه هوادارانش.
با این حال تناقضات چنین جایگزینی (یعنی نشاندن خاتمی در راس یک جنبش اجتماعی اصلاح طلب به منظور تغییر وضع موجود) چنان بدیهی و آشکار است که آقای مدنی برای آنکه هرگونه شبهه ای در این جایگزینی را در ذهن مخاطب خود بزداید بلافاصله ناچار می شود تا در بخش پایانی یادداشت خود ذیل تیتر "مناسبترین نامزد اصلاح طلب كیست؟" حریف و معیار اصلی را از دور خارج سازد. ایشان در جملاتی باور نکردنی مدعایی را مطرح می کند که باید در فرض خوشبینانه گفت نگارنده از اواسط تابستان امکان دسترسی به اظهارنظرهای عبدالله نوری را نداشته و یا برای اطلاع از دیدگاه های یکی از مهمترین کاندیداهای مطرح شده تنها به تیترهای کیهان و یا عناوین خودساخته سایت های حامیان جوان آقای خاتمی توجه نموده و حتی از مطالعه متن کامل خبر در همین منابع نیز خودداری کرده است.
ایشان می نویسد: " تا چند روز پیش سه گزینه جدی نامزد اصلاحطلبان در انتخابات آقایان خاتمی، كروبی و نوری بودند. عبدالله نوری چنانكه پیش بینی میشد با درایت و تیزبینی بر مشی خود پس از زندان پایدار ماند و ترجیح داد با حمایت مشروط از خاتمی ضمن اثرگذاری بر انتخابات، از ورود در انتخابات انصراف دهد. بنابراین دو گزینه اصلی آقایان كروبی و خاتمیهستند كه هر دو مورد احترام و از استقبال طیفهای مختلف اصلاحطلبان برخوردارند."
صاحب این قلم به عنوان کسی که از ابتدای طرح نام آقای نوری در تابستان گذشته به طور کامل و با توجه به جزییات، سخنان آقای نوری و هر نوع اظهارنظری در مورد ایشان را رصد کرده است ابراز امیدواری می کنم که گمانه مطرح شده بالا در مورد مدعی "انصراف آقای نوری و حمایت ایشان از آقای خاتمی" منطبق بر واقعیت بوده و قصدی دیگر درمیان نباشد.
جناب آقای مدنی! برمبنای کدام تحلیل و مصلحت سیاسی معتقدید "ادامه سکوت" عبدالله نوری که بی شک از سرمایه های گرانبهای سیاست اخلاقی و اصلاحات واقعی است، نشانگر "درایت و تیزبینی" عبدالله نوری است؟ به واقع چه کسی از ادامه بیش از این سکوت عبدالله نوری سود می برد. می دانم و می دانید که عبدالله نوری اگر سکوت کرده است نه از ترس اقتدارگریان و یا دلگیری از آنان است (که می توانست به مانند موسوی خوئینی ها مدیرمسئول روزنامه سلام پیش از آغاز دادگاه ویژه روحانیت آغاز شود و نه پس از نوشیدن شوکران اصلاح در صحن علنی آن بیدادگاه) که سکوتی "بود" سرشار از ناگفته ها، ناگفته هایی از بی همراهی و حدیث نامردمی، چرا که در زمانه ای که با توسل به جوسازی و انحصار رسانه ای "نقد اصلاحات" مجاال بروز نمی یافت و عین کافری وانمود می شد، تو را آن به که خاموش باشی.
در نوشتار آقای مدنی ادعا شده است که "نوری انصراف داده است" این ادعا گرچه حتی از سوی رسانه هایی چون کیهان و فارس نیز مورد توجه قرار نگرفت و نتوانست به باوری عمومی تبدیل شود، اما رسیدگی به تطابق آن با واقعیت محض یادآوری هم که شده باشد، خالی از لطف نیست.
مخاطبان این نوشتار و همه آنهایی که دستکم از اوایل دهه حاضر به این طرف نگاهی به روزنامه ها انداخته و اخبار را پیگیری می کنند به داوری فرا می خوانم.
آقای عبدالله نوری در چه زمان و مکانی اعلام کاندیداتوری نموده اند که اینک بخواهد "انصراف" آن هم به نفع شخص دیگری بدهند.
واقعیت این است که طی این سالها به ویژه از انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم، در هر دوری از انتخابات از ریاست جمهوری و مجلس گرفته تا شوراها و حتی خبرگان رهبری شایعه کاندیداتوری عبدالله نوری و یا لااقل دعوت از او مطرح شده است، جالب آنکه حتی در یک مورد شایعه دبیرکلی او در حزب مشارکت ایران اسلامی نیز شنیده شد. با این همه ایشان در اکثر موارد به ویژه مباحث مطروحه در انتخابات ریاست جمهوری دور نهم بلافاصله موضع گیری کرده و در خبری چندخطی هرگونه قصد برای کاندیداتوری را رد کردند.
لذا با فردی روبرو هستیم که بر اساس یک استراتژی خاص در چند مرحله انتخابات گذشته پس از مطرح شدن یکی دو خبر و اعلام تمایل نسبت به خود سریعا واکنش نشان داده و صراحتا نامزدی خود را نفی می کند، و حالا همین فرد به قول آقای مدنی با درایت و تدبیر پس از ماه ها طرح نام اش در رسانه های مختلف آن هم در حد صفحه اول و تیتر یک همچنان در هر دیدارش با گروه های مختلف تاکید می کند که در مورد انتخابات و کاندیداتوری نفیا و اثباتا تصمیمی نگرفته است. (رجوع کنید به خبر منتشر شده از دیدار اعضای شورای مرکزی و شورای تهران دفتر تحکیم وحدت با عبدالله نوری با این تیتر "امیدوارم ایران عزیز از وضعیت کنونی رهایی یابد" تیتر یک روزنامه اعتماد، روزآنلاین، ادوارنیوز و ...).
و در یک مورد ساعتی پس از انتشار یک خبر دروغین بر روی سایت خبری "انتخاب" که حکایت از نفی کاندیداتوری از سوی عبدالله نوری داشت، یکی از نزدیکان وی تحت عنوان یک منبع آگاه در گفتگویی با ادوارنیوز صراحتا اعلام کرد که ایشان هیچگونه اظهار نظری در رد یا اثبات کاندیداتوری نداشته است.
مشاهده می شود همچنانکه بارها نزدیکان سیاسی ایشان همچون آقای دکتر زیدآبادی بیان داشته اند "عبدالله نوری در حال بررسی شرايط برای ورود به عرصه انتخابات است" و هیچگاه در این مدت از نفی احتمال کاندیداتوری خود سخن نگفته است و یا حتی مانند آقای خاتمی نسبت به امکان فعالیت موثر اصلاح طلبی ابراز تردید نکرده است.
به دیگر سخن اگر عبدالله نوری در مقام تردید از جنبه شرایط حضور خود است، محمد خاتمی هم از این منظر دچار تردید است و هم در مقام تاثیرگذاری دچار تردید است، ابهامی که به هیچ وجه در مقابل دیده گان عبدالله نوری وجود ندارد.
برای نمونه به چند اظهار نظر توجه فرمایید:
عبدالله نوری: اگر ایستادگی کنیم قدرت هرچقدر هم مطلق باشد عقب می رود (دیدار با روزنامه نگاران، اعتماد).
عبدالله نوری: اگر همان زمان ایستادگی می شد جناح اقتدارگرا تا یک جایی می توانست، کارشکنی کند و نهایتا مجبور به تمکین در برابر رای و خواست مردم می شد، اما فرصتهای از دست رفته بازگشتنی نیستند. (دیدار با روزنامه نگاران، اعتماد).
عبدالله نوری: ان شاء الله از كسي نميترسم كه به خاطر تهديدش فعاليت بكنم يا نكنم. بحث شرايط است. اگر انسان بتواند در جهت توسعه و تعالی کشور گام بردارد و در جهت اصلاحات بنیادین کشور تأثیر گذار باشد موظف به اقدام است (همان) .
محمد خاتمی: آمدن وقتي معنا دارد كه يك گام نسبت به گذشته جلوتر برويم (ديدار با گروهي از اقشار مختلف مردم استان چهارمحال و بختياري) .
محمد خاتمی: دليل آن كه تاكنون براي حضور در انتخابات اعلام نكردهام براي اين است كه بررسي كنم تا چه حد مي توان بر روند تأثيرگذار بود (در ديدار با اعضاي شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات).
اما گزاره بعدی که آقای مدنی و برخی دیگر این روزها سعی می کنند با القای آن مهره ارزشمند و سرمایه اجتماعی چون عبدالله نوری را کنار بگذارند تاکید بر این موضوع است که "نوری از خاتمی حمایت کرده است".
پیش از پرداختن به صحت این گزاره با فرض آنکه مدعی این ادعا به هر دلیل در جریان آخرین اخبار پس از شکستن سکوت عبدالله نوری طی چند ماه گذشته نبوده است، به هفت سال پیش و رویدادهای انتخابات دور هشتم ریاست جمهوری بازمی گردیم، اگر قرار بود عبدالله نوری از محمد خاتمی حمایت کند، آیا بهتر نبود در زمانی که پیش بینی رای بالای بیست میلیون برای خاتمی دشوار نبود، عبدالله نوری اقدام به این کار می کرد؟ در حالی که در برابر تقاضاهای بسیار برای حمایت از رییس جمهور مستقر، باتوجه به شناختی که از نوع دیدگاه و عملکرد او داشت، سکوت کرد و هیچ نگفت.
اما فرض کنیم که مدعی این ادعا، بر اساس خبرهای منتشر شده در این مدت چنین سخنی گفته باشد. در جریان دیدار روزنامه نگاران با عبدالله نوری نشریه اعتماد خبری را منتشر ساخت که البته چند روز بعد متن کامل آن از سوی دیگر روزنامه نگاران حاضر در این دیدار با تایید شخص عبدالله نوری منتشر شد، چرا که مطلب منتشر شده در روزنامه اعتماد حاوی مطالب ناقص، خلاف واقع و کوتاه شده بود. با این حال با ارجاع به همان خبر ناقص روزنامه اعتماد این مدعا را بررسی کنیم. بر اساس این گزارش عبدالله نوری در مورد حضور و کاندیداتوری خاتمی گفته است که "اگر خاتمي برنامه ارائه دهد و از آن مهم تر قول بدهد اگر در انتخابات پيروز شد از برنامه خود عدول نکند، آنگاه حمايت از کانديداتوري خاتمي قابل قبول تر است". مشاهده می کنید که در واقع مخاطب این جملات نوری حامیان سینه چاک خاتمی هستند و او آنها را به حمایتی معقول تر از خاتمی فرا می خواند نه آنکه شخصا از او حمایت کند.
عبدالله نوری اما در یک مورد دیگر نیز در مورد خاتمی صحبت کرده است، وی در دیدار با هسته پویش دعوت از خاتمی می گوید: "اگر آقای خاتمي اهداف مشخصي را تعيين نكند و یا آمادگی ایستادن بر سر آرمان ها، برنامه ها و اهداف خود را نداشته باشد احتمال ناکامی ایشان حتی پس از پیروزی در انتخابات افزايش مييابد و به نظرم بهتر است نيايد".
نگاهی گذرا به این گفتار نیز روشن می سازد که عبدالله نوری با ترسیم مدلی از اصلاحات استوار تلاش دارد تا خاتمی را که به گفته دوستان و حامیان اش "خط قرمز در ادبیات او جایی ندارد" از حضور در کارزاری که بدون ایستادگی جز بدنامی و تثبیت تاریخی شکست او حاصلی درپی ندارد، بپرهیزد.
نه آقای مدنی عزیز! نمی توان از "خاتمی" ای اینچنین، رهبری برای جنبشی اجتماعی بر ساخت که شهامت و شجاعت ابزار دم دستی آن است.
سرور گرامی؛
می خواهم حرفم را پس بگیرم که "خاتمی خط قرمز ندارد"، چرا دارد، ولی این خط قرمز خود شما هستید، اصلاح طلبان غیرخودی و آنهایی هستند که اصلاحات را فراتر از تداوم خط امام می دانند. می دانید و می دانم که در تمام این سالهای اخیر که گروه هایی چون نهضت آزادی و ملی - مذهبی ها ( و مشخصا شخص شما) برای پیشبرد اصلاحات دموکراتیک در ایران با دغدغه دین و میهن در زندان ها رنج ها کشیده و داغ ها دیدند، در حالی که خلاف اصول مصرح قانون اساسی بود و مجری آن توانی برای پاسداری از آن نداشت، حتی یکبار اعضای ارشد این گروه ها نتوانستند طی یک دیدار رسمی نظرات خود را به سمع آقای خاتمی برسانند و حتی همین امروز هم برای بیعت هرچند مشروط خود نیز مجالی برای دیدار نمی یابند. و اصلا خوب است مشخص شود دوستانی با گرایشات شما جز از طریق مطالعه روزنامه ها چه راه ارتباطی برای آشنایی با آخرین دیدگاه های آقای خاتمی دارند و این همان راهی است که از آن طریق مثلا می توان در مورد اوباما هم در آن سوی اقیانوس ها قضاوت کرد، اما آیا صحیح است که با این سطح آشنایی، با اطمینان دم از جنبش اجتماعی می زنید؟
در حالی که حتما به یاد دارید در جریان فعالیت های حقوق بشری مشترکی که داشتیم در شرایطی که تعدادی از دانشجویان و دیگر فعالان مدنی در بازداشت بودند به راحتی پس از یک گفتگوی مختصر مقرر شد در حاشیه جلسه ماهیانه منزل عبدالله نوری خانواده، وکلا و دوستان این بازداشت شدگان به ایراد سخن پرداخته و از دردهای خود بگویند و آنگاه در پایان جلسه خانواده های پریشان آنان چگونه مورد تفقد میزبان قرار گرفته در حالی که او خود وضع چندان متفاوتی با آنها نداشت.
و تصدیق می فرمایید که در جریان یاری رسانی به خانواده قربانیان بازداشت شدگان خودسرانه برای پی گیری موضوع نزد افراد متنفذ نام ها از کروبی و هاشمی شاهرودی و فلان مقام قضایی و ... مطرح می شود اما هیچگاه هیچ کس پیشنهاد دیدار خانواده زندانیان سیاسی و عقیدتی را با رییس جمهور پیشین نداد. براستی آیا با خود اندیشیده اید که چرا؟
و اما جناب آقای مدنی عزیز، درپایان باید گفت این نوشتار نه فقط پاسخی به جنابعالی که نقد دیدگاه ها و شعارهایی است که به طور روزانه به اسم اصلاح طلبی و ارائه تنها راه نجات کشور به خورد مردم داده می شود. و امیدوارم از گفتار این برادر کوچکتر خود آزرده خاطر نشده باشید و تندی کلام ام را بر صراحت و گرمی آن که ناشی از صمیمیتی است که در مابین مان احساس می کنم ببخشید، و اذعان می دارم که اگر نبود ظن خیراندیشی و نیت پاک شما هیچگاه در مقام این مجادله مکتوب برنمی آمدم، چرا که در میان دیگر مدعیان، صداقت و راستی به گهری کمیاب بدل شده است.
بالا^^