شهروند امروز و مصلحت سنجي آقاي رفسنجاني
سه‌شنبه، 21 آبان 1387

احمد زیدآبادی

توقيف هفته نامه شهروند، بانگ اعتراض مرا نيز طلب مي‌كند، نه فقط از آن رو كه در اين نشريه ستونكي ‏داشتم و به فراخور حال مطلبي، بلكه بدان علت كه از آغاز انتشار آن تا پايانش، شاهد زحمات طاقت فرساي ‏همكاران عمدتا جواني بودم كه براي تكميل صفحه بندي مجله، روزهاي آخر هفته را تا صبح نمي‌خوابيدند.‏

چقدر زشت است و چقدر مايه بي‌آبرويي يك حكومت است كه در فضاي انحصار رسانه‌اي خود، تاب تحمل يك ‏هفته نامه حرفه‌اي را هم نداشته باشد، آن هم هفته نامه‌اي كه در انتقاد از جناح هاي مختلف، راه تعادل و توازن ‏را مي‌پيمود.‏

دليل توقيف شهروند را پرداختن به مسائل سياسي اعلام كردند، چرا كه امتياز آن سياسي نبود! كدام عاقل اين ‏بهانه را مي‌پذيرد، بخصوص هنگامي كه قانون فقط خواستار اختصاص «اكثر» مطالب يك نشريه به زمينه ‏هاي مربوط به امتياز آن شده است.‏

مي‌گويند سرمقاله محمد قوچاني در باره سكولاريسم نقابدار سبب توقيف نشريه شده است، همان سرمقاله‌اي كه ‏از سوي سايت الف، ماكياوليستي نام نهاده شد.‏

به باور من، سرمقاله آقاي قوچاني نمي‌تواند علت توقيف مجله باشد، چرا كه هيچ مضمون تندي در آن سرمقاله ‏نبود، ضمن آنكه به خلاف نظر سايت الف، ماكياوليستي هم نبود، زيرا اگر قرار بود پيشنهاد او ماكياوليستي ‏باشد كه آن را صريح و بي‌پرده مطرح نمي‌كرد!‏

من نظرم بر اين است كه علت اصلي توقيف شهروند، ويژه نامه مربوط به زنده ياد آيت‌الله لاهوتي است بويژه ‏مصاحبه با دختران آقاي هاشمي رفسنجاني.‏

تا آنجا كه من در جريانم، آقاي رفسنجاني خود شخصا متن مصاحبه فاطمه و فائزه هاشمي را ديده و به جرح و ‏تعديلاتي در متن آنها دست زده بود.‏

ظاهرا آقاي رفسنجاني به اين نتيجه رسيده بود كه زمان رازگشايي از مرگ مشكوك آيت‌الله لاهوتي فرا رسيده ‏و يا لااقل اينكه اشاره به جنبه‌هاي اسرارآميز مرگ آن مرحوم، ضرورت پيدا كرده است.‏

از اين رو، آقاي هاشمي بر آن بخش از خاطرات دختران خود كه به وضوح از احتمال مسموم كردن آقاي ‏لاهوتي توسط تيم اسدالله لاجوردي سخن گفته بودند، خط حذف نكشيد تا هم شمه‌اي از اسرار مرگ آن مرحوم ‏آشكار شود و هم احتمالا به خوانندگان مجله بفهماند كه در همان دوره‌اي كه تصور مي‌شود، هاشمي رفسنجاني ‏قدرت بلامنازع صحنه سياست ايران بوده، قدرت واقعي در دست كسان ديگري بوده است، همان كساني كه نه ‏فقط از آقاي رفسنجاني بلكه در مواردي از بيت آيت‌الله خميني نيز حرف شنوي نداشته‌اند و كار خود را ‏مي‌كرده‌اند بدون آنكه امكان چون چرا در كارشان باشد.‏

ظاهرا گردانندگان مجله مي‌پنداشته‌اند كه آنچه آقاي رفسنجاني شخصا انتشار آن را مجاز بداند، قطعا نشرش ‏بدون خطر است، چرا كه اگر رئيس مجلس خبرگان رهبري و رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام هم قادر به ‏تشخيص مصالح يك نشريه نباشد و نتواند از طريق آن حرف خود را بزند، ديگر چه جايي باقي مي‌ماند براي ‏امثال محمد قوچاني و همكاران جوانش؟

به هر حال، گويا يادشان رفته بود كه اينجا ايران است و همه چيزي امكان دارد، از جمله مصلحت ندانستن ‏انتشار آنچه رئيس مجمع تشيص مصلحت، مصلحت مي‌داند!‏

خلاصه آنكه شهروند امروز را هم توقيف كردند و اينك بچه‌هاي تحريريه با همه تلخي ناشي از اين ماجرا، ‏مي‌توانند روزهايي را به استراحت بگذرانند، البته اگر ذخيره‌اي براي ادامه حيات اقتصادي داشته باشند.‏
با اين همه، توقيف شهروند امروز ممكن است لطف خفيه‌اي نيز در بر داشته باشد.‏

برخي باورمندان به روبرو شدن آدميان به نتيجه اعمال خود در همين دنيا، معتقدند كه افتضاح مدرك تحصيلي ‏آقاي كردان نتيجه فيلم عصر عاشوراست، فيلمي كه گفته مي‌شود آقاي كردان نقش اصلي را در ساخت آن ‏داشت.‏

بر همين مبنا، توقيف شهروند امروز نيز، ويژه نامه مربوط به آقاي لاهوتي را پررنگ كرد و موضوع فوت ‏مشكوك او را بر سر زبان‌ها انداخته است.‏

در واقع بسياري از مردم، اينك پي برده‌اند كه در آن سال‌هاي نخست انقلاب يك روحاني سليم‌النفس و داراي ‏سابقه طولاني مبارزه كه نماينده وقت مجلس هم بوده،توسط تيم اسدالله لاجوردي دستگير شده و پس از ورود ‏به زندان اوين جان باخته است. سپس پزشكي قانوني در معده او سم كشف كرده و رئيس وقت مجلس هم با تمام ‏تاثر ناشي از اين حادثه، از خانواده خود خواسته كه براي "مصالح انقلاب" موضوع را دنبال نكنند. ‏

تاثر رئيس مجلس از مرگ آقاي لاهوتي هم بي پاسخ نمانده و مورد انتقاد همكاران روحاني او قرار گرفته ‏است!‏

خدايا! ما در چه مملكتي زندگي مي‌كنيم؟

منبع:روزانلاین

بالا^^