معضلي به نام بازداشتهاي خودسرانه
دوشنبه، 31 تیر 1387

رشيد اسماعيلي

بازداشت تعداد قابل توجهي از فعالين دانشجويي در يک ماه گذشته از جمله دو عضو شوراي مرکزي دفتر ‏تحکيم وحدت(بهاره هدايت و محمد هاشمي) و برخي ديگر از فعالين دانشجويي نظير علي قليزاده، مجيد ‏اسدي، سلمان سيما، علي صابري و مهدي خدايي بار ديگر معضل بازداشتهاي خودسرانه را به بحث روز ‏محافل حقوق بشري در ايران تبديل کرده است. ‏

بازداشت خودسرانه ي شهروندان در ايران البته نه بحث امروز و ديروز است و نه گستره ي آن به مخالفين ‏سياسي حکومت محدود مي شود. از همان آغازين روزهاي انقلاب بازداشت خودسرانه ي افراد و نيز ‏اعدامهاي خودسرانه بازاري گرم و گسترده داشت، تا آنجا که طي سه سال اول انقلاب شش نوع زندان متفاوت ‏متعلق به شش نهاد و نيروي مختلف در سطح کشور موجود بود که هر يک براي خود و حتي بدون رعايت ‏ظواهر قانوني افراد را بازداشت، بازجويي و حتي شکنجه و اعدام مي کردند.‏

معضل بازداشتهاي خودسرانه در اين سالها همانگونه که اشاره شد تنها دامنگير مخالفين سياسي نبوده و ‏بسياري از شهروندان عادي نيز با اين مشکل روبرو بوده اند. حکومت همواره به بهانه ي مبارزه با "فساد" ‏شهروندان را در خيابان يا جتي در ميهمانيهاي خصوصي بدون توجه به موازين حقوق بشر و حتي تشريفات ‏معمول آيين دادرسي کيفري بازداشت مي کرده است. در گذشته اين کار را کميته هاي انقلاب انجام مي دادند و ‏اکنون اين وظيفه به نيروي انتظامي و در مواقعي نيروهاي بسيجي سپرده شده. اکنون مدتهاست که صحنه ي ‏‏"پليس غول پيکر" يا "مرد تنومند ريشدار" و اخمويي که با لباس شخصي( يا لباس خاکي رنگ) بي سيم به ‏دست، يک زوج دختر وپسر را در خيابان استنطاق مي کند و بعد با اعمال زور، ايراد انواع توهينها و ‏تحقيرها آنها را به سوي ميني بوس بازداشتي ها هدايت مي نمايد به تصويري معمول و البته آزار دهنده در ‏زندگي ايرانيان تبديل شده؛ چه بسيار خانواده هايي که به دنبال چنين بازداشتهايي با مشکلات جدي مواجه شده ‏اند و چه بسيار جوانهايي که زخم آن تحقيرها را فراموش نکرده و ديگر آن آدم سابق نشده اند. اينجا حکومت ‏خودسرانه افراد را به جرم اظهار نظرهاي سياسي، پوشيدن لباسهايي که با ذائقه ي ايدئولوژي رسمي سازگار ‏نيست يا حتي برپايي جشن تولد بازداشت مي کند! با کدام مجوز قانوني؟ حتي بر اساس همين قوانين دست و پا ‏شکسته- چه در قانون اساسي و چه در قانون آيين دارسي کيفري- اينگونه رفتارها آشکارا غير قانوني است. ‏از خود بازداشتها بدتر نوع رفتار با متهمين در بازداشتگاههاست؛رفتارهاي زننده،غيرانساني و فاجعه باري ‏که با افراد در بازداشتگاهها صورت مي گيرد با هيچ معيار قانوني، حقوق بشري و حتي فقهي سازگار نيست. ‏مي توانگفت شکنجه در زندان، بسياري مواقع تالي فاسد همين بازداشتهاي خودسرانه است؛ نيرويي که در ‏موقع دستگيري افراد خود را مجاز به زير پا گذاشتن تمام ترتيبات قانوني مي داند پس از بازداشت نيز در قبال ‏فرد بازداشت شده هيچگونه احساس مسوليتي نمي کند و هر رفتاري را با او مجاز مي شمارد؛ اينگونه است ‏که روزي زهرا کاظمي قرباني مي شود و روزي زهرا بني يعقوب. روزي اکبر محمدي در زندان جان مي ‏دهد و روزي ديگر ابراهيم لطف اللهي زير شکنجه جوانمرگ مي شود.‏

اما اساسا ً "بازداشت خودسرانه" يا هر نوع رفتار "خودسرانه"ي نيروهاي قضايي، انتظامي و دولتي به چه ‏معناست؟ در واقع مبناي"خودسرانه" بودن اين رفتارها بي توجهي مامورين و قضات به مباني قانوني و ‏حقوقي تصميمات اخذ شده است، به عبارت ديگر وقتي افراد بدون توجه به مباني قانوني و حقوقي- که البته ‏خود آن قوانين بايد منطبق با حقوق بشر باشند- بازداشت مي شوند، بازداشتي خودسرانه صورت گرفته است. ‏
دولت ايران از جمله دولتهاي امضا کننده ي ميثاق حقوق مدني و سياسي و در نتيجه ملزم به رعايت آن است ‏مطابق ماده ي 9 اين ميثاق "هر کس حق آزادي و امنيت شخصي دارد. هيچ کس را نمي توان خودسرانه(بدون ‏مجوز) دستگير يا بازداشت کرد، از هيچ کس نمي توان سلب آزادي کرد مگر به جهات و طبق آيين دادرسي ‏مقرر به حکم قانون" اصل 32 قانون اساسي آنجا که مي گويد "هيچکس را نمي توان دستگيرکرد مگر به حکم ‏و ترتيبي که قانون معين مي کند" در واقع در تاييد معنا و محتواي ميثاق و رد و نفي بازداشتهاي خود سرانه ‏سخن گفته است، با اين وصف مي توان گفت چه بازداشتهاي اخير فعالين دانشجويي و چه بازداشت خياباني ‏زنان و جوانان به بهانه ي حفظ امنيت اخلاقي و اجتماعي مصداق بازداشت خود سرانه ي مورد اشاره در ‏ميثاق و نقض قانون اساسي است. ميثاق در بند 2 همان ماده ادامه مي دهد: "هر کس دستگير مي شود بايد در ‏موقع دستگير شدن از جهات(علل) آن مطلع شود و در اسرع وقت اخطاريه اي داير به هرگونه اتهامي که به ‏او نسبت داده مي شود دريافت دارد".‏

در اين مورد همچنين بر اساس اصل 32 قانون اساسي "در صورت بازداشت، موضوع اتهام بايد با ذکر دلايل ‏بلافاصله کتبا ً به متهم ابلاغ شود و حداکثر ظرف مدت بيست و چهار ساعت پرونده ي مقدماتي به مراجع ‏صالح قضايي ارسال و مقدمات محاکمه، در اسرع وقت فراهم گردد.متخلف از اين اصل طبق قانون مجازات ‏مي شود". اين در حاليست که در بسياري مواقع متهميني بوده اند که تا ماهها پس از بازداشت نه تنها دلايل ‏اتهام که حتي اصل اتهام خود را نيز متوجه نشده اند. بارها شده است که افراد را به اتهام امنيتي و سياسي ‏بازداشت کرده اند ولي بازجويي ها حول مسائل شخصي و خصوصي متهم يا افراد ديگري که با متهم مربوط ‏بوده اند صورت گرفته است. پرسيدن سئوالات بي ربط به اصل اتهام در جهت تخليه ي اطلاعات و اعمال ‏فشار روحي از جمله شگردهاي معمول و البته غير قانوي بازجويي در ايران محسوب مي شود.‏

همچنين بارها اتفاق افتاده که فرد هفته ها و بلکه ماهها در زندان بوده ولي هيچ دادگاهي براي او برگزار نشده ‏به رغم اين واقعيت تا به حال حتي يک مورد ديده نشده که دادگاههاي جمهوري اسلامي آنگونه که اصل 32 ‏قانون اساسي تاکيد کرده است افرادي که موجب اين تخلفات در حق متهمان بوده اند را محاکمه کنند، محاکمه ‏پيشکش اين ماموران مجرم و متخلف بعضا ً به پاداش سياهکاري هاي خود ترفيع درجه نيز مي يابند و در ‏مصادر مهم قضايي، انتظامي يا امنيتي مشغول کار مي شوند.‏

تاسف آور تر از همه در اين ميان همين حديث مکرر بي پناهي قربانيان حقوق بشر در ايران و ديگر ‏کشورهاي ناقض حقوق بشر است، هيچ مرجع و نهادي و حتي هيچ قانوني که محملي براي تظلم خواهي و ‏جبران خسارت اين قربانيان فراهم کند، وجود ندارد. افراد روزها،هفته ها و ماهها سلول انفرادي و فشار و ‏شکنجه را تحمل مي کنند و در بسياري موارد نهايتا ً در دادگاه هم تبرئه مي شوند ولي هيچ کس پاسخگوي ‏رنجي که آنها در زندان کشيده اند نيست. تا وقتي که يک نظام حمايتي قدرتمند در سطح ملي و بين المللي ‏پشتيبان قواعد حقوق بشر نباشد و قربانيان نقض حقوق بشر را تحت پوشش خود نگيرد اميد بستن به اجراي ‏حقوق بشر از سوي حکومتهايي نظير حکومت ايران اميدي عبث است. در سطح ملي البته بزرگترين معضل ‏ما عدم حاکميت قانون است که خود ريشه ي بسياري از رفتارهاي خودسرانه ي نهادهاي حکومتي است.حالا ‏درمان اين درد 100 ساله کي ميسر شود، لابد الله اعلم! ‏

‏ ُطرفه اينکه کار حقوق بشر در ايران تنها به حرف بر نيايد، موفقيت، ميوه ي عمل و پيگيري خستگي ناپذير ‏در کنار درکي عميق از دلايل اصلي نقض حقوق بشر است.‏

‎‎پي نوشت:‏‎ ‎

‏- به غير از برخي که آزاد شده اند تعداد دانشجوياني که اخيرا بازداشت شده اند به ۱۸ نفر مي رسد و اسامي ‏آن‎ ‎ها به ترتيب زير است: تهران(۵ نفر): محمد هاشمي، بهاره هدايت، مجيد‎ ‎اسدي، سلمان سيما و مهدي ‏خدايي. مشهد (۶ نفر): محمد زراعتي، فرزاد حسن‎ ‎زاده، علي قلي زاده، علي صابري، رضا عرب، اشکان ‏آرشيان و مجتبي عمادپور‏‎. ‎زنجان(۳ نفر): پيام شکيبا، آرش رايجي و حسن جنيدي. تبريز(۴ نفر): سجاد‎ ‎رادمهر، آيدين خواجه اي، فراز زهتابي و داريوش حاتمي‎)‎اسامي به نقل از خبرنامه ي امير کبير) ‏
منبع:روزانلاين

بالا^^