احسان رمضانیان
روزهاست در این اندیشه ام که عملکرد اصولگرایان ( بخوانید محافظه کاران ) در این 4 سال که قدرت را به آهستگی و پیوستگی، کاملاًً در اختیار گرفته اند و تمامی مصادر را از چنگ رقیب تعریف شده خود ربودند، چه عایدی برای ملت داشته است.
خیلی تلاش کردم که نکته مثبتی در کارنامه این جماعت، به ویژه در مجلس هفتم و دولت مهرورز بیابم، اما افسوس و صد افسوس که هر چه بیشتر غور کردیم و تفحص، کمتر یافتیم که پیدا کردن سوزنی در کاهدان را می مانست. گاهی اوقات به این می اندیشم که مسئولیت گرانی ها و تورم کمر شکن فعلی، فقط و فقط متوجه دولت فعلی است، اما خوب که به حافظه ام مراجعه می کنم، در می یابم که اولین بار این مجلس اصولگرای هفتم بود که طرح تثبیت قیمت ها را علیرغم هشدار اقتصاد دانان و دولت خاتمی تصویب کرد و کلید تورم افسار گسیخته را زد.
در تصویب این طرح نمامی محافظه کاران سهیم بودند و مخالفتی ابراز نکردند، چرا که آنها انتخابات 3 ماه بعد ریاست جمهوری را نشانه گرفته بودند و در راه آرمان، هزینه ها باید داد از جیب ملت. به همین خاطر است که رنگ عوض کردن های سران مجلس هفتم را در مسائل اقتصادی از جمله محکوم نمودن تزریق پول بی پشتوانه به اقتصاد کشور را نمی توان باور کرد. واقعیت این است که آش شور فعلی، دست پخت تمامی جریان اصولگراست و نه تنها دولت احمدی نژاد. و اگر دارای نظامی دموکراتیک می بودیم، قطعاً محافظه کاران را در مجلس هشتم جایی نبود. ( مگر نه این است که شعار اصولگرایان در انتخابات مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم، بهبود وضع معیشتی مردم و اقتصاد کشور بود؟) اما چه سود که دموکراسی را جز در اروپا و ینگه دنیا و ممالک پیشرفته و همسایگان شرقی و غربی مان نمی توانیم ببینیم و همچنان در حسرت وصال حلقه مفقوده می سوزیم.
باز هم فکر می کنم که چیزی بیایم، اما دریغ. یاد آن جوان رعنایی می افتم که به خواستگاری دختری رفته بود و هیچ نداشت از خانه و دارایی و کسب و کار. تنها نکته مثبتش وجود اعتماد به نفسی قوی در وجودش بود. وقتی جوان در برابر تمامی سئوالات پدر دختر جواب منفی داد که هیچ ندارد، پدر از او پرسید " پس چه داری؟" پسرک با اعتماد به نفسی مثال زدنی گفت:" اندام و تیپ زیبا".
تا یکی دو سال پیش که هنوز اختلافات درونی این جماعت آشکار نشده بود، این تمثیل در مورد این عزیزان صدق می کرد. اما امان از قدرت و طعم شیرینش که هوای رسیدن به آن، دل و دین را با هم می برد و رفاقت و شرافت را به باد می دهد. تا یکی دو سال پیش با ظاهری آراسته از فضایل اصولگرایی و عدالت اسلامی سخن می گفتند و دست یکدیگر را صمیمانه می فشردند و اگر خیری به ملت نمی رساندند، حداقل حفظ ظاهر می کردند و ملت را نوید می دادند که دیگر چون 8 سال گذشته نیروی مسئولان صرف امور باندی و جناحی نمی شود و مسئولان اصولگرا به کار مملکت کمر همت می بندند و فقر و بی عدالتی را ریشه کن می کنند.
اما امروز با هم چنان می کنند که باورش برای انسان سخت است. پرونده پشت پرونده. افشاگری پشت افشاگری. آن یکی دیگری را با بنی صدر قیاس می کند و این یکی از مفاسد اقتصادی هم مسلک سنتی اش پرده بر می دارد. و این در حالیست که رقبای قدیمی ( اصلاح طلبان ) در میدان نیستند و اساساً نقشی در بازی قدرت ندارند. هر چه می کنند خود می کنند.
اوج این اتفاقات بدون شک افشاگری های اخیر عباس پالیزدار است. چنین اتهاماتی در تاریخ جمهوری اسلامی بی سابقه بوده است. به میان آمدن نام بسیاری از سران با نفوذ جناح راست سنتی در ارتباط با مفاسد اقتصادی، اتفاق عجیبی است به خصوص که شخصی از درون نظام این اتهامات را مطرح می کند، و نه اپوزیسیون خارج از کشور. هزار دریغ و درد که می شنویم اینها تنها مشتی است نمونه خروار. به راستی در این مملکت چه می گذرد؟ ما به چه چیز این جماعت باید دل خوش کنیم؟ نودولتان که جز خسران چیزی عاید این مملکت نکردند و هر روز تیشه ای بر پیکر نحیف اقتصاد می زنند. در صحنه بین المللی هم کشور را به ورطه های خطرناکی کشانده اند. محافظه کاران سنتی هم که به گواهی دوستان سابق خود، ید طولایی در مفاسد دارند. مفاسدی که ریشه در سالیان دورتر دارد و به نوعی نشان از ضعف های عمیق ساختاری در جمهوری اسلامی است.
این افشاگری ها و اتهام زنی ها، هرچه باشد اتفاق فرخنده ایست تا مردم ببینند و بدانند که قدرت بدون نظارت چه فجایعی به بار می آورد. این که آیا این روند ادامه دار خواهد بود یا خیر را نمی دانم. شاید مانند گلادیاتورها تا از صحنه بیرون کردن حریف به نبرد سرد خود ادامه دهند. ولی دور از انتظار نیست که نجوایی تهدید وار در گوش آقایان طنین انداز شود که : " چون پرده بر افتد، نه تو مانی و نه من" و هر کسی به تکه ای از کیک قدرت رضایت دهد و آتش معرکه تا حدی فروکش کند. این همان سیاستی است که قرار بود چون دیانت ما باشد اما به قول شهردار اصولگرای تهران، گویا به امری نجس مبدل شده است.
بالا^^