مير حسين را فراموش نكن!
دوشنبه، 30 اردیبهشت 1387

احمد زیدآبادی

ستوني كه در سايت ادوار نيوز مطالب و مقالات دوستان مختلف را منتشر مي‌كند، پر واضح است كه مواضع سازمان دانش آموختگان ايران را انعكاس نمي‌دهد و تنها تريبوني براي تضارب آراء و افكار دوستاني است كه علاقمند به ارسال مطالب خود به اين سايت هستند.
با اين حال، اين ستون براي بسياري از دوستان سبب سوء‌تفاهم شده است. برخي مقالات آن را به عنوان مواضع سازمان دانش آموختگان نقد مي‌كنند و برخي ديگر آن را به مثابه تريبوني مي‌پندارند كه گويي هيچ محدوديتي براي انعكاس هر نوع نظر و ديدگاهي ندارد.
واقعيت اين است كه اين ستون نيز محدوديت‌هاي خاص خود را دارد ضمن آنكه تلاش مي‌كند تا آراء مختلف و حتي شاز را در معرض قضاوت خوانندگان قرار دهد.
منظور از اين مقدمه، اشاره‌اي گذرا به مقاله دوست گرامي آقاي سعيد قاسمي نژاد با عنوان «مير حسين را فراموش كن» است كه در همين ستون منتشر شده است.
برخي از دوستان تصور كرده‌اند كه اين مقاله موضع سازمان دانش آموختگان است و از همين رو، آن را با استراتژي سازمان مبني بر تعامل مثبت با همه گروههاي اصلاح طلب مغاير يافته‌اند. برخي ديگر نيز زبان مطلب را گزنده و تند دانسته و انتشار آن را زيان‌آور تلقي كرده‌اند.
بدون شك، مطلب آقاي قاسمي نژاد ديدگاه شخصي ايشان است و ربطي به مواضع سازمان دانش‌آموختگان ندارد.
اما من از نقطه نظر شخصي نيز با محتوا و ادبيات مطلب مذكور موافقتي ندارم. البته همانطور كه سال‌‌ها پيش در روزنامه جامعه يا توس نوشتم، آقاي مير حسين موسوي با تحولات دو دهه اخير همگام نشده و اميد به آنكه وي به عنوان چهره‌اي نجات بخش وارد سياست روز ايران شود، عبث است.
با اين حال، اين مساله، از جنبه‌هاي مثبت عملكرد آقاي موسوي در طول دوران سخت نخست وزيري‌اش چيزي نمي‌كاهد و بخصوص زمينه‌اي براي ناديده گرفتن شخصيت او و علاقمندانش فراهم نمي‌كند.
آقاي مير حسين موسوي در دوراني نخست وزير اين كشور بود كه انديشه چپ، انديشه‌اي مترقي در سطح جهان شمرده مي‌شد و اغلب چهره ها و گروههاي موجه تلاش مي‌كردند تا خود را هر چه بيشتر چپ معرفي كنند. از اين رو، حمايت آقاي موسوي از اقتصاد دولتي در آن زمان رويه اي مترقي داشت و در واقع جزو نيروهاي پيشرو جامعه به شمار مي‌آمد.
افزون بر اين، آقاي ميرحسين موسوي بر خلاف مخالفان و منتقدان راستگراي آن روزش، در برخورد با نيروهاي منتقد نظام شيوه‌اي آرامتر و مسالمت جويانه تر داشت و از اين حيث ليبرال‌تر از همه رقبايش عمل مي‌كرد. در حقيقت، مخالفت راستگرايان آن روز با آقاي مير حسين موسوي، بيشتر به علت سويه‌هاي نرم و ليبرالي سياست‌هاي او بود تا سياست هاي اقتصادي‌اش.
در ضمن نبايد فراموش كرد كه آقاي مير حسين موسوي در همان زمان از سوي چپ‌هاي تندرو متهم بود كه در طراحي و اجراي يك اقتصاد جنگي تمام عيار ناكام مانده و همچنان به برخي مباني اقتصاد آزاد و باز وفادار است. با اين حال، سياست كوپنيستي آقاي مهندس موسوي ضمن آنكه گرفتارهاي خود را داشت، اما براي طبقات محروم و حتي متوسط جامعه نعمتي بود كه بر اثر آن مي‌توانستند مايحتاج اوليه زندگي خود را با بهايي اندك تهيه كنند و درست به همين علت است كه هنوز بسياري از مردم، نوستالژي دوران نخست وزيري او را دارند، هر چند كه به قول آقاي قاسمي نژاد تعيين تعداد دقيق اين مردم ممكن به نظر نمي‌رسد.
به هر حال، آقاي ميرجسين موسوي به رغم عزلت گزيني خود كه برخي را خوش و برخي را ناخوش مي‌آيد، بدون ترديد شخصيت ارزشمند و قابل احترامي است كه در هر نقدي به او لازم است – لزوم اخلاقي – رعايت شود.
به نظرم مي‌رسد كه آقاي قاسمي نژاد در مطلب خود در نقد آقاي مير جسين موسوي كه البته حق ايشان است، جانب اصول ليبراليستي را كه علاقمند به آن است، رعايت نكرده است. به گمان من، ليبرال بودن، پيش از آنكه نوعي طرز فكر سياسي و اقتصادي باشد، گونه‌اي منش و روش است كه اساس آن بر بردباري و به رسميت شناختن حق متفاوت بودن ديگران است. در مقاله آقاي قاسمي نژاد نشانه روشني از به رسميت شناختن حق متفاوت بودن آقاي مهندس موسوي و كساني كه به هر دليلي خواهان حضور دوباره او در قدرت هستند، ديده نمي‌شود و متاسفانه اين موضوع به ادبياتي كه از چپ‌هاي افراطي سراغ داريم، بيشتر شبيه است تا علاقمندان به ليبراليسم.
به هر حال، اميدوارم كه مهندس موسوي از مطلب آقاي قاسمي نژاد نرنجيده باشد وآقاي قاسمی ‌نژاد نيز از من نرنجد.

بالا^^