شاهین زینعلی
به نظر مي رسد دولت احمدي نژاد در مقابله با جريان هاي دانشجويي و فعالان آن نهايت اراده و پشتكار را دارد كه البته جاي تأمل است ! بي شك هرگاه اين اراده آهنين معطوف به يكي از مشكلات اساسي سرزمين ايران مي گشت ، آن مشكل و مسأله در كوتاه زماني رفع مي شد ! اما صد افسوس كه كه نگاه دولت نهم نگاهي به شدت امنيتي است كه خود واكنشي است به سياستهاي غلط اعمال شده توسط همين دولت ، چه در عرصه داخلي و چه در عرصه بين المللي . البته اين نوع نگاه امنيتي نيز بسيار سطحي و خارج از هر نوع اصول و چارچوبي است . امري كه اولين پيامد طبيعي اش برخورد با كنشگران اجتماعي و سياسي است كه سوداي حل مسايل و مشكلات اجتماعي و سياسي را در سر مي پرورانند. زيرا در ذهن تئوريسين هاي امنيتي دولت نهم ، خود مقوله امنبت اگر نگوييم منحصر به مواردي خواص است كه هيچ گونه سنخيتي با "امنيت ملي" ندارند ، در خوشبينانه ترين حالت مي شود گفت امري "مبهم" است !
متأسفانه در اعمال اين چنين سياستي ، دانشجويان ايراني هدف نوك پيكان تهاجماتي قرار گرفته اند كه با اين مسأله ، يعني حفظ امنيت ، توجيه مي شوند . احضارهاي بسيار به كميته هاي انظباطي ، محروميت هاي فله اي و بي ضابطه از تحصيل و بازداشت هاي گسترده و به طور كلي برخورد با بدنه جنبش دانشجويي با هر شكلي و از هر راهي .
در يك چنين شرايطي مسلماً دانشجويان نياز به كسب حمايت ديگر گروه ها و جريان ها به طور عام و حمايت خود بدنه جنبش دانشجويي به طور خواص دارند . اين امر تا حدود زيادي چه از جانب فعالان و گروه هاي اجتماعي – سياسي و چه از جانب خود دانشجويان در غالب نامه نگاري ها ، صدور بيانيه ها و تجمعات دانشجويي محقق گرديده است . اما نكته اي كه در غالب اين نوشتار به عنوان يك عضو كوچك جنبش دانشجويي ايران در صدد يادآوري آن هستم اين است كه با يك نگاه گذرا به اخبار مربوط به برخورد هاي دانشجويي و يك مقايسه اجمالي ، مي توان دريافت كه حجم و نوع برخوردهاي صورت گرفته با دانشجويان در شهرستان ها و نقاط مختلف كشور به مراتب بيشتر و شديدتر از برخورد ها در دانشگاههاي تهران است . ذكر اين نكته به معناي ناديده گرفتن كوششها و مبارزات دانشجويان تهراني و غير تهراني مقيم در تهران نيست ؛ بلكه به نظر مي رسد فضاي امنيتي در تهران ضابطه مند تر(صد البته به طور نسبي و به دليل انعكاس بيشتر اخبار) از ديگر نقاط كشور است . و اين نيز به معناي طبيعي و ساده انگاشتن برخوردهاي صورت گرفته نيست . توجه به مرگ دو دانشجو در همدان و سنندج(به زعم آقايان خودكشي!) به فاصله كوتاهي از هم در بازداشتگاه ها و ناپديد شدن هاي گاه و بيگاه دانشجويان در برخي شهرها و عدم مسووليت پذيري از سوي نهادهاي ذي ربط در رابطه با اين اتفاقات ، مي تواند وضعيت را به خوبي روشن كند . اين موارد در مورد دانشجويان شهرستان ها به مراتب شديد تر و گسترده تر است .
با توجه به مراتب فوق لزوم توجه هرچه بيشتر تشكل هاي دانشجويي و به خصوص "دفتر تحكيم وحدت" به شرايط اين دانشجويان در چنين شرايطي بيش از پيش اهميت مي يابد . پي گيري بي وقفه اخبار مربوط به برخورد هاي صورت گرفته ، ارتباط مستمر با فعالان دانشجويي و حمايت گسترده و همه جانبه از اين دانشجويان و انعكاس صداي آنها در فضاهايي كه به مراتب بازترند ؛ از مواردي هستند كه تا حدود زيادي مي توانند در كاستن از فشارها مؤثر باشند .
بالا^^