شاهین زینعلی
براي سعيد حبيبي : سياست آميخته به شرافت!
روزهايي است كه "سعيد حبيبي" را از ما جدا كرده اند. بالاخره آرمان خواهي اش كار دستش داد و اكنون در كنج سلولش در بند 325 اطلاعات سپاه در اوين با بازجويان خويش دست و پنجه نرم مي كند.برخي اخباري كه از آنسوي ديوارهاي آهنين زندان اوين به گوش مي رسد ،متاسفانه حاكي از شكنجه هاي جسمي و رواني است كه بر او و دانشجويان دربند مي رود . خبرهاي ديگري نيز نشان از آزادي دانشجويان چپ در روزهاي آينده دارد . اما ظاهراً چهار نفر از آنها بايد بايد همچنان در سلولهاي تنگ و تاريك خويش آن هم در بندي كه به مراتب شرايطي بدتر از ديگر بندهاي اوين دارد ؛ بمانند ؟
سعيد حبيبي يكي از آن چهار نفر است . اما براستي از او چه مي خواهند ؟ آيا بايد باور كنيم كه جرم او همان است كه اعلام كرده اند ؟ آيا براستي او را به اتهام "تلاش براي برپايي تجمع غير قانوني" آن هم در آزاد ترين كشور دنيا(!) بازداشت كرده اند ؟
چنين نيست ! و من به شما مي گوبم كه چرا او در بند است . او را زنداني كرده اند به جرم اين كه آرمان خواه است . او را زنداني كرده اند به جرم اين كه خوشبختي را براي همه مي خواهد . و او را زنداني كرده اند به جرم اينكه با شجاعتي وصف ناشدني از ايمانش به برابري ، ايمانش به انسانيت ، و ايمانش به دفاع از حقوق بنيادين تمامي انسانها پاسداري مي كند . او را زنداني كرده اند تنها و تنها به به جرم اينكه شرافتش را به "ثمن بخس" نمي فروشد . اينها جرم هاي كم اهميتي نيستند ؛ در اين زمانه پر از سردي ، پر از دروغ ، و زمانه اي كه بي تفاوتي به سرنوشت ديگران مشخصه غالب آن است .
"سعيد" براي من و بسياري ديگر ، نمادي است از سياست آميخته به شرافت .اكنون كه در بند است وقتي به منش بزرگوارانه اش مي انديشم حس مي كنم هر آنچه اختلاف نظر با او داشتم و دارم چون برف در مقابل خورشيد مظلوميت همراه با صلابتش آب مي شود . ديگر چه اهميت دارد كه مانند او بيانديشم يا نه ؟ مهم اين است كه او با صدايي بي صدا از كنج سلولش ما را نهيب مي زند كه:
"من بودم
و شدم،
نه زان گونه که غنچه اي
گلي...
يا ريشه اي
که جوانه اي...
يا يکي دانه
که جنگلي
راست... بدان گونه
که عامي مردي
شهيدي؛
تا آسمان بر او نماز برد. "*
------------------------------------------------------------------------------------------
*شعر از شاملو
بالا^^