كاسه تكذيب
پنج‌شنبه، 22 آذر 1386

احمد زیدآبادی

آدمي وقتي چيزي مي‌نويسد صاحب آن است، اما وقتي چيزي مي‌گويد، ديگران صاحب آن مي‌شوند بخصوص ‏اگر در ايران سخن بگويد!‏

از اين رو اگر كسي خطر سخنراني در يك مراسم در ايران را به جان مي‌خرد بايد پيشاپيش خطر تحريف ‏گفته‌هاي خود را از سوي خبرگزاري‌هايي كه ظاهرا نه به قصد اطلاع رساني بلكه به منظور كشف نكته‌اي كه ‏براي ايجاد مزاحمت يا لجاجت با گروه رقيب، آن سخنراني را پوشش مي‌دهند به جان خريده باشد.‏

همين است كه من واقعا علاقه‌ام را به سخنراني از دست داده‌ام و اغلب از آن فرار مي‌كنم مگر در شرايطي كه ‏راه فراري در پيش نباشد. اما در همان شرايط هم واقعا نمي‌خواهم كه هيچ رسانه‌اي چه خبرگزاري و چه ‏روزنامه‌، سخنراني را پوشش دهد چرا كه از اين نوع پوشش‌ها جز فتنه بر نمي‌خيزد.‏

فتنه هم چند جور است. گاهي سخنراني را به قصد پرونده سازي و ايجاد جنجال سياسي و مذهبي پوشش ‏مي‌دهند كه نمونه‌اي از آن را در بازتاب سخنراني آقاي علي اكبر اعلمي نماينده مردم تبريز در زنجان و آقاي ‏عبدالله مومني در خرمشهر شاهد بوديم.‏

گاهي نيز از روي ندانم كاري يا شايد شيطنت متن مثله شده و بي سر و تهي از سخنراني انتشار مي‌دهند كه ‏وقتي آدم خود آن را مي‌بيند از بيم آنكه خوانندگان او را احمق مادر زاد تصور كنند، به وحشت مي افتد.‏

گاهي هم در لابلاي سخنراني جمله‌اي معترضه و حاشيه‌اي را كه براي دامن زدن اختلاف و تفرقه در صف ‏مقابل مناسب مي‌يابند، چنان بزرگ مي‌كنند كه پنداري تمام سخنراني حول محور همان كلام بوده است.‏

گاهي هم هر سه هدف مورد نظر انتشار دهندگان است.‏

گزارشي كه پريروز خبرگزاري فارس از سخنراني من در دانشگاه صنعتي شريف منتشر كرد، گرچه نسبت ‏به موارد مشابه قبلي تكامل يافته تر بود، اما تيتر آن واقعا سرشار از غرض سياسي بود.‏

داستان واقعي از اين قرار بود كه جناب مهندس عزت‌الله سحابي در بخشي از سخنان خود از بي تحركي ‏فراكسيون اقليت مجلس نسبت به لوايح بودجه انتقاد كرد و فراكسيون اصول‌گرايان مستقل را از اين جهت ‏فعالتر دانست.‏

در پايان سخنراني هنگامي كه از من در باره شركت يا عدم شركت در انتخابات مجلس هشتم پرسيده شد، ‏جواب دادم كه اول بايد ببينيم كه نظام سياسي مي‌خواهد انتخابات مجلس هشتم را بر مبناي كداميك از الگوهاي ‏مجالس گذشته برگزار كند. و تاكيد كردم كه اگر قرار به تكرار انتخابات مجلس هفتم باشد به طوري كه ‏فهرست اصلاح طلبان همانهايي باشد كه فعلا به مجلس راه يافته‌اند و به قول آقاي مهندس سحابي چنين و ‏چنانند، ديگر شركت در انتخابات محلي از اعراب ندارد.‏

درست به ياد ندارم كه آيا به جاي "چنين و چنان" از همان واژه‌هاي بي رمق، ترسو و بزدل استفاده كردم كه ‏خبرگزاري فارس آورده و يا چيزي مشابه آن. اما هر چه باشد اين يك بحث كاملا حاشيه‌اي بوده است.‏

به هر حال اگر مطلب فوق باعث دلخوري شماري از نمايندگان فراكسيون اقليت مجلس شده است، پوزش ‏مي‌خواهم. البته اين به معناي آن نيست كه من روش آنان را در مجلس تحسين و تاييد مي‌كنم، بلكه به معناي ‏تاكيد بر اين نكته است كه من به دليل آنكه در انتخابات مجلس هفتم راي ندادم، اصولا توقعي هم از نمايندگان ‏مذكور براي انتقاد از دولت و يا هر چيز ديگر ندارم.‏

در ضمن به يادم آمد كه در زمان برگزاري انتخابات مجلس هفتم من در يك سخنراني آقاي خاتمي را ‏lame ‎duck‏ ناميدم كه در ادبيات سياسي براي توصيف رهبراني كه قادر به تصميم‌گيري مشخصي نيستند به كار ‏مي‌رود و هيچ معناي توهين آميزي هم ندارد. اما در آن برهه من به توهين به آقاي خاتمي متهم شدم.‏

به هر حال همانطور كه ممكن است كسي كاسه گدايي يا كاسه چه كنم چه كنم بردارد، سخنرانان ايراني هم بايد ‏كاسه تكذيب به دست گيرند و در پي هر گزارش از سخنراني آنها، به تكذيب مفاد آم مبادرت كنند.‏

تكذيب پي در پي هم علاوه بر آنكه كراهت دارد فرد را به آقاي تكذيب تبديل مي‌كند. از همين رو بسياري از ‏فعالان سياسي بر تحريف لفظي يا محتوايي سخنان خود با، چشم مي‌پوشند به اميد آنكه خواننده خود فهيم باشد و ‏كاريكاتور سخنان آنان را به جاي اصل سخنان آنها نگيرد.‏

ظاهرا مرحوم آيت‌الله خميني اين جماعت را خوب مي‌شناخته كه در وصيت نامه خود تاكيد كرده است كه هيچ ‏حرف منسوب به او حجيت ندارد، مگر اينكه اصل صدا يا متني به خط و امضاي وي باشد.‏

من هم در همينجا تاكيد مي‌كنم نظرات من همانهايي است كه مي‌نويسم و يا كساني مستقيم از زبانم مي‌شنوند.‏

از خبرگزاري‌هاي محترم هم استدعا مي‌كنم كه بعد از اين سخنراني هاي مرا پوشش ندهند. مگر امثال من مقام ‏سياسي هستيم كه نيازي به حضور خبرنگار در مراسم سخنراني‌مان باشد؟

منبع:روز

بالا^^