احمد شیرزاد
بخشی از مشکلاتی که جنبش دانشجویی در حال حاضر به آن مبتلا است مشکلات عمومی بوده که بیشتر در اثر ضعف مدیریت در محیط دانشگاه به وجود آمده است. به طور خلاصه می توان در چند بخش به آن اشاره کرد.
1- نگاه جناحی و انتخاب مدیران دانشگاه از یک گرایش سیاسی خاص که برخلاف سنت گذشته دولت اصلاحات است. در دولت خاتمی بیشتر روسای دانشگاه ها از اعضای هیات علمی دانشگاه انتخاب می شدند و در بین دانشجویان و اساتید از وجاهت کامل برخوردار بودند اما متاسفانه در حال حاضر شرایط کاملاً تفاوت کرده است و تامین نیازهای دانشجویی برای فعال نگه داشتن دانشگاه ها در دستور کار نیست.
2- ایجاد تشکل های غیرمنتخب دانشجویان که بودجه های قابل توجهی نیز دارند و به لحاظ توانمندی مالی از امکان برگزاری برنامه های مختلف و چاپ نشریات رنگارنگ برخوردارند و گاه نیز به صورت ناهماهنگ در محیط دانشگاه رفتار می کنند و برای سایر تشکل های دانشجویی قانونی و حتی اعضای هیات علمی مشکلاتی را به وجود می آورند. حمایت برخی نهادها از این تشکل ها نیز تعادل و بالانسی را که باید بین جناح های مختلف باشد از بین می برد به گونه یی که کفه برخی از آنها سنگین تر می شود و چنین دخالت هایی خود مشکلات جنبش دانشجویی را افزون تر می کند.
3- دخالت در امور تشکل های دانشجویی خود از مشکلات جنبش محسوب می شود زیرا برخی با تلاش خود سعی می کنند اعضای شوراهای مرکزی تشکل های دانشجویی از جمله انجمن اسلامی را به میل خود انتخاب یا اینکه زمینه ابطال انتخابات را فراهم کنند که این اعمال نظرها از جمله روش های نادرست در محیط دانشگاه به شمار می رود.
4- محدودیت هایی که در دو سال و نیم گذشته بر فضای فرهنگی دانشگاه وارد شده است و این مساله به شکل برخوردهای سلیقه یی لغو برنامه های تفریحی و عدم صدور مجوز برای سایر برنامه ها و برخوردهای افراطی و سلیقه یی که موجب می شود عرصه بر دانشجویان تنگ شود هرچند برگزاری برنامه های شاد و متنوع می توانست اندکی فضای دانشگاه را تغییر دهد اما در حال حاضر از برگزاری چنین برنامه هایی جلوگیری می شود.
5- برخی احضارها و فشارها چه توسط نهادهای داخل دانشگاهی و چه نهادهای بیرون دانشگاهی مشکلات لاینحلی را رقم زده است که البته نکته متفاوت با دوره های قبل، فشارها از طریق محرومیت از تحصیل است که جنبش دانشجویی کمتر با آن در گذشته برخورد داشته است. چنان که دانشجویان را از طریق محرومیت تحصیلی مجازات می کنند.
اگرچه در تاریخ جنبش دانشجویی کم نبودند دانشجویانی که بابت فعالیت سیاسی خود هزینه پرداخت می کردند اما به طور معمول پس از گذراندن محکومیت خود می توانستند آزادانه به تحصیل خود ادامه دهند و پس از فراغت از تحصیل در شغل موردنظر خود به کار مشغول شوند اما در حال حاضر متاسفانه شاهدیم از دانشجویانی که در جنبش دانشجویی فعالیت می کنند لیست تهیه می شود و بعداً در مقاطع بعدی تحصیل آنان را در تنگنا قرار میدهند.
البته آنچه گفته شد تنها بخشی از مطالبات و البته مشکلات جنبش دانشجویی بود، اما از سوی دیگر در کنار این دشواری ها به نظر می رسد جنبش دانشجویی در حال حاضر به یک نوع بلوغ و پختگی دست یافته در این دو سال اخیر برخی از تفرق ها و از هم گسیختگی ها ترمیم شد و در کل دانشجویان به یک نوع تفاهم نسبی در مجموعه جنبش دست یافته اند. آنها در عین فعالیت دانشجویی به تعدیل در مواضع خود نیز دست زده اند به گونهای که جنبش دانشجویی ضمن اینکه پویایی و زنده بودن خود را حفظ کرده، از برخی شعارهای رادیکال و غیرواقعی گذشته خود صرف نظر کرده که البته این خود مایه خوشبختی است. نکته مهم دیگر این است که دانشجویان در عرصه جامعه مدنی برای خود جایگاه مثبتی پیدا کرده اند هر چند در گذشته دانشجویان در هیئت یک حزب تمام عیار ظاهر می شدند و به هر نوع فعالیت سیاسی که از یک حزب انتظار می رفت دست می زدند و گاه نیز خود را از هر فعالیتی کنار می کشیدند و منتقد همه کس و همه چیز می شدند بدون آنکه حاضر باشند مسوولیتی را بپذیرند.
این مساله موید آن است که در حال حاضر کمتر شاهد دیدگاه های افراطی هستیم چون جنبش دانشجویی به این نتیجه رسیده است که می تواند ضمن حفظ استقلال در عرصه های حرکت عمومی سیاسی و حفظ شعارها و آرمان های خویش فعال و پویا بماند و از تعامل با جریان های سیاسی وحشت نداشته باشد که البته این تعامل به معنای تبعیت و دنباله روی نیست بلکه به معنی حضور در صحنه تحقق آرمان های مردم است و بالاخره آخرین دستاوردی که مثبت و مبارک تلقی می شود آن است که جریان های فکری و سیاسی مختلف جنبش دانشجویی به حفظ هویت کلی خود توجه بیشتری نشان داده و از درهم آمیختگی هویت ها پرهیز می کند اما متاسفانه شرایط بیرونی برای جنبش دانشجویی شرایط بسیار سخت و دشواری است.
منبع: روزنامه اعتماد
بالا^^