احمد زیدآبادی
با خشم و نفرت گفت: حاله ديگه از داخل زندان وكيل مدافع بهنود و ابراهيم نبوي شدهاي! گفتم: كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيته!
از نوع نگاهش دانستم كه نه معني اين جمله را ميداند و نه ميداند گويندهاش كيست و نه اصولا آن را در عمر خود شنيده است.
در واقع هيچ چيزي موثرتر از كشف و افشاي تناقضات حكومتها نيست و هيچ چيزي نيز مثل به رخ كشاندن تناقضها، خشم حكومتها را بر نميانگيزد.
حكومتي ادعاي عدالت ميكند، بهترين راه مقابله با آن داد زدن بيدادگريهاي آن است. حكومتي ادعاي دمكراسي ميكند، بهترين راه مبارزه با آن، رديف كردن رفتارهاي خلاف دمكراسي آن است. حكومتي ادعاي حقوق بشر ميكند، بهترين راه بياعتبار كردن آن، افشاي موارد نقض حقوق بشر توسط آن است و حكومتي نيز ادعاي پيروي از دين دارد، بهترين راه به چالش كشيدن آن، نشان دادن بياعتنايي آن به اصول و قوانين دين است.
پيامبر اسلام همه پيروان خود را به مسئوليت نشان دادن در برابر سرنوشت ديگري فراخوانده است، اما نظام جمهوري اسلامي با شدت از انجام چنين وظيفه ديني جلوگيري ميكند.
در روزهاي اخير كه مبارزه با بدحجابان شدت گرفته است، كم نيستند زنان و جواناني كه در رويارويي با پليس فرياد ميزنند و از ديگران كمك ميخواهند. وظيفه ديني هر فرد دينداري حكم ميكند كه پا پيش بگذارد و از پليس بپرسد كه ماجرا چيست و چرا با اين فرد چنين برخورد ميكنيد؟
اما كدام ديندار جرات و جسارت چنين كاري را دارد؟ به محض آنكه قدمي پيش بگذاريد، پليس فورا با زباني تند و تهديدآميز ميگويد به تو مربوط نيست و دخالت نكن! اگر بخواهي سماجت كني، تو را به اتهام كارشكني در انجام وظيفه پليس ميگيرند و برايت پرونده سازي ميكنند.
حال در چنين فضايي، كدام ديندار واقعي ميتواند احساس آرامش كند و از اينكه به وظيفه دينياش عمل كرده است، راضي باشد.
اين نوع مصيبتها اما هنگامي ابعاد غمانگيزي به خود ميگيرد كه دوستي و يا آشنايي كه تو نسبت به بي گناهياش اطمينان داري، به اتهامات امنيتي دستگير ميشود و تحت انواع فشارها قرار ميگيرد.
در چنين مواردي آيا جز اين است كه دين، پيروانش را موظف كرده است كه در مقابل ستم به يك بيگناه آرام و ساكت ننشينند و به نحوي به دفاع از او برخيزند؟ اما در نظام جمهوري اسلامي، كدام ديندار قادر به انجام چنين وظيقهاي است و اين امكان را مييابد كه در باره بيداد بر ستمديدهاي كاري كند يا فريادي بزند؟
در قرآن كريم، بيش از شش بار بر حرمت عهد و پيمان تاكيد موكد شده است تا آنجا كه ميفرمايد اوفو بالعهد ان العهد كان مسئولا.
رعايت عهد و پيمان يك وظيفه قطعي ديني و نقض آن، عملي شيطاني است.
آيا قانوني كه در هر كشوري نوشته و تصويب ميشود، چيزي جز عهد و پيمان بين حكومت و اتباع آن براي تعامل با يكديگر است؟ كسي كه مدعي يك نظام ديني است، مسلما عمل به قانوني كه خود نوشته و حكم عهد و پيمان پيدا كرده است، برايش به لحاظ شرعي الزامآور است. آيا كسي در اين نكته ترديد دارد؟
حدود 15 تن از دوستان دانشجو و دانش آموخته ما را با خشن ترين شيوهها دستگير كردند و يك سازمان قانوني را كه براي انحلال يا تعطيلياش بايد تشريفات قانوني طولاني طي شود، پلمپ كردند و آنگاه انتظار دارند كه در مقابل اين عمل خلاف شرع كسي اعتراض هم نكند.
همه اعمالي كه حكومت جمهوري اسلامي خلاف قوانين خود انجام ميدهد، بلااستثناء خلاف مسلم شرع است و وظيفه همه دينداران اقتضاء ميكند كه در مقابل اين خلاف شرعها موضعگيري كنند، اما مگر نظامي كه خود ناقض اصول شرع است، ميگذارد كسي به وظيفه شرعي خود عمل كند؟
و اما در اين شرايط يك ديندار واقعي از اينكه نمي تواند به آنچه كه قرآن و پيامبر او را فراخواندهاند، عمل كند، چه احساسي پيدا ميكند؟
جمعي بيگناه را گرفتهاند و هر روز يكي از آنها را با دستبند به خانهاش ميبرند تا حتي كيسه برنج و قوطي شكر منزلشان را تفتيش كنند.
اين واقعه بخصوص براي دوست عزيزمان عبدالله مومني در مقابل چشم همسر و كودكانش و كودكان برادرش اتفاق افتاده است، برادري كه در جنگ هشت ساله ايران و عراق شهيد شده و اينك عبدالله از يتيمان وي سرپرستي ميكند.
اين مساله خود به خوبي نشان ميدهد كه ادعاي حكومتداران در باره پاسداشت خانواده شهيدان تا چه اندازه بيپايه، مضحك، تبليغاتي و رياكارانه است! ظاهرا هر گاه نياز به تحريك عدهاي نوجوان داشته باشند، از خون شهيدان مايه ميگذارند، اما هر گاه كه تصور كنند در خانواده شهيدي، انتقادي از آنها به عمل آمده كه ممكن است گوشهاي از قدرت دنيوي آنها را بسايد، بيمهابا حرمتها را زير پا ميگذارند.
به ياد دارم روزي كه شنيدم مسعود بهنود را به شرب خمر متهم كردهاند فقط به اين دليل كه شيشه مشروبي خالي را در ويلايي در كردان يافتهاند، با آنكه خود در زندان تحت فشار بودم، تاب و طاقت از كف نهادم و خطاب به آيتالله هاشمي شاهرودي نوشتم به اين مضمون كه آيا كارگزاران شما تا اين اندازه با فقه بيگانهاند كه حتي شرايط وارد كردن شرب خمر به يك انسان را نميدانند؟
البته آنها نميدانستند و حتي رساله عمليه را هم نخوانده بودند. من نميدانم آنها اسلامي را كه شب و روز از آن دم ميزنند در كجا و از چه منابعي آموختهاند.
من مدعيام كه اگر نظام جمهوري اسلامي بر اساس سنتيترين قرائت از فقه و شرع نيز اداره شود، وضع حقوق بشر، قانونمندي و رعايت حال مردم، بسيار بهتر از وضع كنوني خواهد شد.
بنابراين، من خطاب به آقايان عرض ميكنم كه ما از جدا كردن دين از دولت گذشتيم، ما از اسلام نوگرا گذشتيم، فقط خواهشمان اين است كه به همان فقه هزار سال پيش و رساله عمليه پايبند باشيد و ما را در بنيادگرايي بياصولي كه همه مقدسات را در مقابل قدرت سياسي ذبح ميكند، غرق نكنيد!
بالا^^