احمد زیدآبادی
اين روزها برخي از دوستان، فعالان سياسي و مطبوعاتي را متهم ميكنند كه محافظه كار شدهاند و ديگر حاضر به اعتراضهاي هزينهدار در مقابل فشارهاي حكومت نيستند.
اين اتهام كاملا وارد است. خيلي از ما محافظهكار شدهايم و ديگر مانند سابق زبان و قلمي تند در برابر زورگويان نداريم.
محافظه كاري ما اما ناشي از ترس و پرداخت هزيته نيست. واقعيت آن است كه اوضاع داخلي و بينالمللي ايران به حدي پيچيده و بغرنج شده است كه تحليل دقيق آن ممكن نيست.
شرايطي كه تحليل آن آسان نباشد و نتوان از چشمانداز آن تصويري ارائه كرد، به خودي خود محافظه كاري به دنبال دارد.
به عبارت ديگر، وقتي كه عوامل دخيل در يك اتفاق، بيشمار و متناقض باشد، تحليلها هم حتي اگر دقيق باشند، صورت ساده خود را از دست ميدهند و براي فهم عموم مشكل ميشوند.
تحليلهاي پيچيده معمولا مورد قبول افراد واقع نميشوند، چرا كه حتي در علم نيز نظريههاي ساده بر پيچيده رجحان و برتري دارند و بهتر پذيرفته ميشوند.
از يك شرايط به غايت پيچيده اما نميتوان تحليلي ساده به دست داد مگر آنكه فقط بر چند عامل خاص تكيه كرد و ساير متغيرها را ناديده گرفت. اما چنين وضعي نيز سبب كثرت تحليلها به عدد خلايق ميشود، تحليلهايي كه يا بكديگر ناسازگار و متناقضاند و قدر مشتركي هم ندارند.
از تحليلهاي متكثر و متناقض هم نميتوان به عمل مشترك رسيد، زيرا در اين بين هر فرد بر چيزي تكيه ميكند كه آن ديگري آن را بياهميت ميشمارد.
اين تازه وقتي است كه ارزشهاي مشترك مشخصي بين افراد وجود داشته باشد و گفتگويي نيز در جريان باشد!
در ايران نه كسي حوصله شنيدن حرف طرف مقابل را دارد، نه حق متفاوت بودن ديگري را به رسميت ميشناسد و نه اساسا بين خود و ديگران ارزشها و غايات مشتركي ميبيند.
اين وضعي است كه بر فعالان سياسي و اجتماعي جامعه ما حاكم است و تا اطلاع ثانوي هم قابل تغيير نيست!
در اين ميان طبيعي است كه افراد فعال و گروههاي سياسي، با احتياط گام بردارند و نخواهند راه خود را از ديگر گروههاي فعال جدا كنند.
اين در واقع كاري است كه دوستان ما در سازمان ادوار تحكيم وحدت انجام دادند. از زماني كه سازمان ادوار در تشكيلات خود تغييراتي را پديد آورد و برخي از دوستان ميانسال از جمله خود من به عضويت شوراي سياستگذاري آن در آمديم، تلاش سازمان عموما در جهت حركت در قوانين تنگ و طاقت فرساي جمهوري اسلامي و پرهيز از حركات پر سر و صدا و مخاطره آميز بوده است.
با اين حال، نهادهاي امنيتي نسبت به رفتار سازمان ادوار ظنين بودند و ظاهرا آن را با فعاليت برخي از سران سابق دفتر تحكيم وحدت كه به آمريكا سفر كرده بودند، مرتبط ميدانستند تا اينكه مهندس علي اكبر موسوي خوئيني دبير كل سازمان در تير ماه سال گذشته در جريان تظاهرات زنان در ميدان هفتم تير بازداشت شد.
در طول بازداشت آقاي موسوي، نيروهاي امنيتي تمام مدارك و كامپيوترهاي سازمان ادوار را با خود بردند تا از كم و كيف فعاليتهاي سازمان مطلع شوند.
آنها در نهايت به اين نتيجه رسيدند كه سازمان ادوار فعاليتي فراتر از احزاب سياسي رسمي در ايران انجام نميدهد، از همين رو، پس از چند ماه، هم آقاي موسوي را با قيد وثيقه آزاد كردند و هم اموال توقيفي دفتر سازمان مسترد شد.
با اين همه، روز 18 تير امسال تعداد زيادي مامور مسلح كه من نميدانم وابسته به كدام نهاد بودهاند، با حمله به دفتر سازمان ده تن از دوستان حاضر در آنجا را با شيوهاي بسيار خشن بازداشت و دفتر را نيز پلمپ كردند.
در دوران آقاي خاتمي كه نهادهاي اطلاعاتي و امنيتي موازي شكل گرفته بود، اغلب نميشد به درستي تشخيص داد كه فلان فرد را كداميك از آنها دستگير كرده و در كدام زندان مخفي نگهداري ميكند. در واقع يكي از علتهايي كه سبب شد امثال من از حاكميت دوگانه روگردان شده و حاكميت يگانه را بر آن ترجيح دهيم، وجود نهادهاي موازي امنيتي و عدم شناخت ماهيت آنها بود.
تصور من بر اين بود كه با يگانه شدن حاكميت، امور امنيتي كشور به وزارت اطلاعات سپرده ميشود و اين وزارتخانه صرف نظر از نوع برخوردش، يگانه مسئول بازداشت هاي امنيتي خواهد بود.
در دو سال گذشته ظاهرا چنين بوده است، اما بازداشت اعضاي شوراي مركزي تحكيم وحدت و پس از آن يورش به دفتر سازمان ادوار از ورود نهادهاي ديگر در امور بازداشتهاي امنيتي حكايت دارد، نهادهايي كه به نظر ميرسد نه فقط شناختي از فعاليت افراد دستگير شده ندارند، بلكه احتمالا به عمد ميكوشند تا فضاي سياسي را خشن كرده و دانشجويان را تحريك به اعتراض كنند.
اينك ما ماندهايم و دوستان بيگناهي كه بي هيچ دليلي سر از زندان در آوردهاند. مسلما اعتراضهاي گفتاري و نوشتاري و فعاليت هاي معمول پس از هر دستگيري، كاري است كه اعضاي سازمان ادوار انجام خواهند داد، اما نهادهايي كه اين روزها بي هيچ قيد و بندي اقدام به دستگيري بيگناهان ميكنند بايد در نظر داشته باشند كه ظلم و بيداد هميشه نتيجه عكس به بار ميآورد چرا كه خداوند گل آدمي را با جوهر مقابله با بيعدالتي و ظلم سرشته است
منبع:روز
بالا^^