شاهین زینعلی
داریوش آشوری در "دانشنامه سیاسی" ذیل عنوان "مردم باوری" یا "پوپولیسم" می نویسد:"بزرگداشت مفهوم مردم تا حد مفهومی مقدس ، و باور به اینکه هدفهای سیاسی را می باید به خواست و نیروی مردم ، جدا از حزبها و نهادهای موجود پیش برد.مردم باوری خواست مردم را عین حق و اخلاق می داند این خواست را برتر از همه سنجه ها و سازو کارهای اجتماعی می شناسد."
از ابتدای کار دولت نهم به نظر می رسید با توجه به این تعریف ، رییس دولت سیاستی پوپولیستی را در پیش گرفته است . مصداق آن را می توان در انتقاد از احزاب و جریانهای سیاسی(حتی راست) و سخنانی شعارگونه در مدح فراحزبی و فراجناحی عمل کردن در خلال مصاحبه ها و سخنرانی های آقای احمدی نژاد و همچنین اعلام مواضع دولت توسط سخنگوی آن یافت .
در چنین شرایطی تحلیل گران اقتصادی و سیاسی معتقد بودند احتمالآ باید در طول عمر دولت شاهد نوعی دوران رفاه (بخوانید باج دادن به مردم برای سرکوب جنبشهای اجتماعی) ، حداقل در بین اقشار کم درآمد و دهک های پایین جامعه باشیم .اما پس از گذشت چندی شاهد آن بودیم که اقدامات وعده داده شده توسط دولت تنها در حد شعار باقی مانده و حتی فراتر از آن به نوعی بازی با اذهان مردم تبدیل شد. بدین گونه که هرچه وعده های بیشتری از سوی دولت جهت رسیدگی به امور معیشتی مردم و محرومان داده می شد ، از دیگر سو قیمت کالاهای اساسی و مایحتاج اولیه مردم بیشتر گشته و هزینه های زندگی به میزان قابل توجهی افزایش می یافت .اوج این موضوع نیز در قضیه بالارفتن بی سابقه و تکان دهنده قیمت زمین و مسکن نمود پیدا کرد .
در عین حال به نظر می رسید عدم مطالعات کارشناسانه در مورد اقداماتی که دولت قصد انجام آن را داشت ، یکی از دلایل اصلی پیدایی وضع موجود بود . در این میان اما دولتیان شروع به فرافکنی نموده و مشکلات پیش آمده را به دستهای پنهان و توطئه دشمنان و ... نسبت می دادند .
اما داستان بنزین از نوعی دیگر است .سهمیه بندی بنزین اوج پشت پا زدن به شعارهای دولت توسط خود دولت و با همکاری مجلس شورای اسلامی است .این طرح از چند جهت قابل تامل است:
1)بنزین در شرایطی سهمیه بندی می شود که حیات اقتصادی بسیاری از خانواده ها به آن وابسته است . از آنجا که نرخ بیکاری پنهان در کشور بالاست و تعداد قابل توجهی از این لشکر بیکاران به شغل شریف مسافرکشی مشغولند ، بدیهی است با سهمیه بندی بنزین این دسته از مردم که بر روی خودروهای شخصی کار می کنند به شدت متضرر شده و شیرازه زندگی آنان از هم خواهد پاشید .این در حالی است که خیل عظیمی از شاغلین این مملکت نیز برای جبران کسری درآمد خود و تامین هزینه های زندگی نیز به این کار مبادرت می کنند .
2)شاید در اصل بتوان توجیهی اقتصادی برای صرفه جویی در مصرف بنزین ارائه داد .اما باید به این نکته نیز اشاره کرد که اگر غرض ارائه بنزین با قیمت واقعی است دیگر چه نیازی به سهمیه بندی است؟در ضمن این امر نیز می بایست با با فراهم کردن زمینه های لازم و تقویت زیرساختهای لازم انجام پذیرد . از جمله تقویت قابل قبول ناوگان حملو نقل شهری و هم چنین کمک به بالا بردن سطح زندگی مردم و درآمد خانواده ها ، تا بتوانند از پس تامین نیاز خود به صورت حداقلی برآیند .
از سویی حوادث سه شنبه شب گذشته هشداری است که باید جدی گرفته شود و در عین حال نشان از آن دارد که باید در مورد پیامد های اجتماعی این طرح نیز چاره ای اندیشیده می شد(به جز سرکوب و برخوردهای خشونت آمیز)که ظاهراً این کار صورت نگرفته است .
3)حتی اگر بپذیریم طرحی شبیه به این نیاز ملی ما را در شریط کنونی مرتفع میکند ،آیا نباید از دولتیان و مجلسیان بخواهیم که در این مورد اقدام به شفاف سازی کرده و توضیح دهند که مبالغ صرفه جویی شده در کجا مصرف خواهد شد ؟و مردم نیز در کجا می توانند نمود آن را مشاهده کنند؟
4)به نظر میرسد دولت نهم و حامیان آن از مردم باوری مورد ادعا تنها برای حذف رقبا ، مخالفین و منتقدان استفاده می کنند . وگرنه این طرح نشان داد حتی اگر اقدامی که قصد انجام آن را دارند ، با هست و نیست مردم پیوند خورده باشد ، تنها فاکتوری که در این میان در نظر گرفته نمی شود " مردم " اند .
در پایان باید گفت که طرح های این چنینی که فشار زیادی را به بدنه اجتماع وارد می سازد، هنگامی ضمانت اجرایی پیدا خواهد کرد و عواقب آن قابل کنترل خواهد بود که که مردم به مسوولان خویش اعتماد داشته باشند . اما هنگامی که این اعتماد در دیگر زمینه ها از بین رفته باشد ، حتی اگر این اقدامات کاملاً نیز توجیه منطقی داشته باشند ، باید منتظر واکنشهای این چنینی از سوی مردم بود .
بالا^^