فرياد در برهوت
شنبه، 12 خرداد 1386

احمد زیدآبادی

مسئولان كشور ما اصرار دارند كه اوضاع ايران كاملا عادي است و خطري كشور را تهديد نمي‌كند، كاش همانطور بود كه آنها مي‌گويند، اما از لابلاي سخنان خودشان هم مي‌توان درك كرد كه وضعيت كشور تا چه اندازه نگران كننده است.

سردار اشتري رئيس پليس اطلاعات و امنيت عمومي نيروي انتظامي، هفته پيش نمونه‌اي از "گستاخي اراذل و اوباش" را نقل كرد و از جمله گفت: "در موردي ديگر، اراذل و اوباش به منزل يكي از بدهكاران خود مي‌ريزند و دست و پاي مرد را بسته و در مقابل چشمان او به همسرش تجاوز مي‌كنند. دو – سه شب بعد از شكايت آن مرد، چهار نفر به منزل وي مي‌ريزند و به دخترش نيز تجاوز مي‌كنند."

سردار به مورد ديگري اشاره كرد و گفت: "يكي از اراذلي كه اخيرا دستگير شده در محله سكونت خود با ايجاد رعب و وحشت، هر گاه اراده مي‌كرده با مراجعه به هر خانه‌اي دختران خانه را با خود مي‌برده است." سردار اشتري موارد فوق را براي توجيه رفتار خشن و تحقيرآميز پليس با اراذل و اوباش مطرح كرده، اما ناخواسته از ناامني وحشتناكي كه بر پايتخت ايران سايه انداخته، پرده برداشته است.

طبق گفته‌هاي سردار، اوباشان براي هتك نواميس مردم از چنان آزادي عملي برخوردار بوده‌اند كه هر گاه اراده مي‌كرده‌اند دختران محل را با خود مي‌برده‌اند.

در اين ميان، كسي از سردار نپرسيد كه آيا اين همان امنيت بي‌مانندي است كه مقام‌هاي جمهوري اسلامي بارها آن را به رخ مردم كشيده‌اند و خواستار شكرگزاري آنها به دليل زندگي در سايه چنين نظام امني شده‌اند؟
كسي از سردار نپرسيد كه در طول زماني كه اراذل "هر گاه اراده مي‌كردند، دختران خانه را با خود مي‌بردند" پليس كجا و مشغول چه كاري بوده است كه اوباش چنين آزادانه نواميس دختران مردم را هتك مي‌كردند؟

در واقع آنچه سردار اشتري گفته، نه فقط تحقير و بدرفتاري علني با اراذل و اوباش را توجيه نمي‌كند، بلكه ادعانامه‌اي عليه دستگاههاي حافظ نظم و امنيت در اين كشور است كه از استقرار نظم و امنيت در محله‌هاي مختلف شهر باز مانده‌اند و اينك مي‌خواهند با روش‌هاي مكانيكي و حركت‌هاي نمايشي، اراذل و اوباش را بترسانند، غافل از آنكه تا زماني كه زمينه‌هاي ارتكاب جرم، ضعف روحي مردم ستمديده در دفاع از خود، مسئوليت ناشناسي نيروهاي حافظ نظم و سياست‌هاي فاجعه‌بار و ضد علمي دستگاههاي تصميم‌گير ادامه دارد، اوباش و اراذل نيز بازتوليد و تكثير خواهند شد و امنيت جامعه را بيش از پيش به مخاطره خواهد انداخت.

نمونه ديگري از اذعان تلويحي به وضع نابسامان امنيتي را مي‌توان در سخنان مدير كل ضد جاسوسي وزارت اطلاعات مشاهده كرد.

وي مي‌گويد: "به دنبال اين اقدامات، ما با بسياري از اتباع خود به عنوان جاسوس يا كساني كه مورد آزار اطلاعاتي و نظامي قرار مي‌گيرند، مواجه مي‌شويم كه اين بسيار نارحت كننده است."

وي با يادآوري اينكه سرويس‌هاي اطلاعاتي بيگانه وعده ويزا، اقامت در كشورهاي اروپايي و پرداخت مبالغي به طعمه‌هاي خود مي‌دهند، افزود: "آنها هيچگاه به وعده‌هايشان عمل نمي‌كنند، چه بسيار افراد خودي كه به اين وعده‌ها دل خوش كرده‌اند، اما به آنه نرسيده‌اند و اين اقدامات جز وطن فروشي چيز ديگري نصيب آنها نكرده است."

مقام امنيتي كشور آنگاه از بي‌توجهي بسياري از ايراني‌ها به منافع و امنيت وطن خود گلايه و نسبت به اين موضوع اظهار نگراني مي‌كند.

آيا نبايد از اين مقام امنيتي پرسيد كه چه شده است كه بسياري از ايرانيان در سوداي به دست آوردن ويزا، اقامت و مبلغي پول، به قول ايشان به "وطن فروشي" رو آورده‌اند؟

آيا ايرانيان هميشه نسبت به وطن خود بي‌تفاوت بوده‌اند يا اينكه برخي از عملكردها، سياست‌ها، سختگيري‌ها و ايدئولوژي‌ها، حس وطن دوستي در بسياري از ايراينان را ضعيف كرده و به ورطه وطن فروشي انداخته است؟

بيش از ده سال است كه اغلب صاحبان فكر و انديشه، بنا به حس دلسوزي و وطن‌دوستي خود نسبت به ادامه برخي از روش‌هاي فاجعه بار و خانمانسوز حكومت و پيامدهاي هولناك آن براي ايران هشدار مي‌دهند، اما هشدار آنها چگونه پاسخ داده شده است؟

آيا بي‌اعتنايي و واكنش خشن و همراه با توهين و تحقير و افترا به همين هشدارها نبوده است كه امروز مقام بلندپايه امنيت كشور را به گلايه تلخ از شرايط حاكم بر استانهاي مرزي كشور واداشته است؟

متاسفانه شرايط كشور نگران كننده است و فرداي آن نگران‌كننده‌تر. در اين ميان، فقط يك برنامه ملي مبتني بر برابري همه شهروندان ايراني و حفظ مصالح منافع ايران است كه مي‌تواند نجات بخش ما باشد، در غير اين صورت، در بحري فرو خواهيم رفت كه به قول عين القضات، آن سرش به ديد نبود. آيا در اين برهوت گوش شنوايي يافت مي‌شود؟

منبع:روز


بالا^^