مخالفان مسالمت جوي نظام و روزهاي سخت آينده
پنج‌شنبه، 3 خرداد 1386

احمد زیدآبادی

كسي كه احساس تهديد مي‌كند، طبعا به همه چيز و همه كس ظنين است و هر حركتي را خطري براي خود تلقي كرده و در مقابل آن به نحوي واكنش نشان مي‌دهد.

چنين فردي اگر بخواهد واقع بيني خود را از دست ندهد، نيازمند اعصابي پولادين و نگاهي تيز و دقيق براي شناسايي امور تهديد‌ آميز از امور غير تهديد آميز است، در غير اين صورت، رفتارش فقط اوضاع را بدتر و خطرناكتر مي‌كند.

واقعيت اين است كه جمهوري اسلامي از دنياي خارج احساس تهديد مي‌كند و بخصوص بر اين باور است كه ايالات متحده آمريكا، در حال طراحي توطئه‌هاي پشت پرده‌اي است تا از نارضايتي‌هاي اجتماعي در داخل ايران براي سرنگوني حكومت بهره گيرد.

همين احساس، دستگاههاي سياسي و اطلاعاتي را نسبت به هر نوع اعتراض و تحرك سياسي و صنفي ظنين كرده و به مقابله با آنها كشانده است.

اينكه آمريكا دقيقا در پي چه تحولاتي در داخل ايران است، روشن نيست، اما برخي گزارش‌هاي مطبوعاتي در آمريكا و اروپا نشان مي‌دهد كه احساس تهديد مقام‌هاي ايراني، بي پايه و اساس نيست و اي بسا، نقشه‌هايي براي سرنگوني حكومت كشيده شده باشد.

اين وضعيت، موقعيت مخالفان مسالمت‌جوي حكومت ايران را كه اصولا داعيه سرنگوني جمهوري اسلامي را ندارند، بغرنج و پيچيده كرده و در معرض فشارهاي گوناگون قرار داده است.

در حال حاضر، برخي محافل حاكم، همه منتقدان و مخالفان حكومت را بخشي از طرح احتمالي آمريكا براي دامن زدن به انقلاب مخملي در ايران مي‌بينند و متاسفانه بخشي از نيروهاي امنيتي نيز با آنان همداستانند.
براي من هنوز روشن نيست كه برخي از رفتارهاي حكومت در مقابل تحركات مسالمت‌جويانه، واقعا ناشي از احساس تهديد آنها از آمريكاست و يا اينكه، اين مساله را صرفا بهانه‌اي براي مسدود كردن اندك فضاي تنفس منتقدان قرار داده‌اند.

براي مثال، پيشگيري از برپايي مراسم سالروز تاسيس نهضت آزادي ايران كه مسلما چيزي بيش از گردهم آمدن شماري از شخصيت‌هاي سياسي و اظهار نظرهاي معمول نبود، منطقا نمي‌تواند در چارچوب احساس تهديد حكومت از سوي آمريكا تحليل شود، چرا كه نه نهضت آزادي علاقه‌اي به همسو شدن با برنامه‌هاي احتمالي آمريكا دارد و نه نشانه‌اي از گرايش آمريكايي‌ها براي حساب باز كردن بر روي نيروهايي مانند نهضت آزادي براي مقابله با جمهوري اسلامي وجود دارد.

به هر حال، جلوگيري از برپايي مراسم سالروز تاسيس نهصت آزادي، نشانه آن است كه تحمل حكومت در برابر نيروهاي تحول خواه مسالمت جوي ملتزم به قانون، روز به روز كمتر مي‌شود و چنانچه تهديدهاي خارجي عليه نظام افزايش يابد، بعيد نيست كه اين تحمل به صفر برسد.

در چنين شرايطي چه بايد كرد؟ آيا منتقدان مسالمت جو بايد فعاليت‌هاي محدود سياسي و فرهنگي خود را رها كنند تا تشنج بين ايران و آمريكا به سرانجامي رسد؟

يا اينكه براي مقابله با اعمال فشارهاي حكومت، تمام توان خود را به كار گيرند، صرف نظر از هزينه‌اي كه براي آنان در پي دارد؟

گمان نمي‌كنم هيچكدام از دو مورد فوق، در شرايط امروز ايران مناسب باشد، بنابراين بايد به دنبال راه حل سومي بود، البته اگر چنين راه حلي يافت شود!

به نظر من، هيچ ايرادي ندارد كه نيروهاي تحول خواه مسالمت جو به نظام حاكم به صراحت تفهيم كنند كه نه در پي سرنگوني و سقوط حكومتند و نه انگيزه‌اي براي همسويي با بيگانگان دارند، بلكه فقط در پي دستيابي به حقوق خودند، حقوقي كه قوانين الهي، طبيعي، بين المللي و داخلي براي آنها به رسميت شناخته است.

قاعدتا اگر سختگيري‌هاي اخير حكومت در برابر منتقدان مسالمت جويش، ناشي از هراس مربوط به نقشه‌هاي آمريكا باشد، با ارائه توضيحات فوق، نگراني‌اش كاهش مي‌يابد و از بستن كامل فضا منصرف مي‌شود.

اما اگر كساني در دستگاه حكومت نه بر مبناي نگراني‌هاي امنيتي، بلكه صرفا به دليل كينه توزي‌هاي سياسي و علاقه به انحصار مطلق قدرت، براي نيروهاي مسالمت جو دردسر مي‌آفرينند، در آن صورت، براي بازداشتن آنها از راهي كه در پيش گرفته‌اند، كاري از كسي ساخته نيست.

سركوب نيروهاي مسالمت جو، مسلما جز آنكه حكومت ايران را در راس ناقضان حقوق بشر در جهان قرار دهد و همه گروههاي مدني و روشنفكري را در سطح بين المللي عليه آن بسيج كند و در نهايت راه هر گونه برخورد آمريكا و متحدانش با جمهوري اسلامي را هموار كند، ثمري ندارد.

بنابراين، به نفع حكومت است كه كينه جويي‌هاي برخي محافل افراطي درون خود را مهار كند و تعامل سازنده‌اي را با مخالفان مسالمت جوي خويش پايه بگذارد. چنين شيوه‌‌اي نه فقط بقاي نظام را تهديد نمي‌كند، بلكه تهديدهاي خارجي را نيز كاهش مي‌دهد.

منبع: روز

بالا^^