دوم خرداد ۷۶ پس از يک دهه
سه‌شنبه، 1 خرداد 1386

احمد زیدآبادی

بسياری از ايرانيانی که در دوم خرداد سال ۱۳۷۶ با شور و شوق به پای صندوق‌های رای هجوم بردند تا در انتخابات رياست جمهوری به محمد خاتمی رای دهند، ديگر چندان علاقه‌ای به يادآوری آن روز ندارند.

هر چند که همه کسانی که در آن روز تاريخی به آقای خاتمی رای دادند، نظر مشترکی درباره دستاوردهای هشت سال رياست جمهوری او ندارند، اما کسانی که در کوچه و خيابان بر خوش خيالی خود در آن موقع لعن و نفرین می کنند، همچنان پر شمارند.

به رغم اين اما ايرانيان معمولا از وضع موجود خود، ناراضی ‌تر از وضع گذشته ‌اند و از همين رو، با گذشت زمان، چهره‌های قديمی‌ تر و حوادث مربوط به آنها محبوبيت بيشتری می‌يابند.

نزديک به دو سال رياست جمهوری محمود احمدی نژاد که به نظر بسياری از ايرانيان، نه تنها از انبوه مشکلات روياروی جامعه ايران نکاسته، بلکه به دلايل گوناگون سبب تشديد آنها شده است، در حقيقت شرايطی فراهم کرده تا خاطره دوم خرداد و روزهای پر تلاطم پس از آن، برای برخی از ايرانی ‌ها زنده شود.

بر همين اساس، احتمالا محافل سياسی اصلاح طلب و مطبوعات مستقل، امسال نسبت به چند سال قبل، توجه بيشتری به دهمين سالروز دوم خرداد خواهند داشت.

اين توجه ممکن است تا اندازه زيادی به برنامه ريزی‌های اصلاح طلبان برای مشارکت فعال در انتخابات مجلس هشتم که طبق روال قانونی بايد آخر سال جاری خورشيدی برگزار شود، مربوط باشد، ولی همينکه اصلاح طلبان، دوم خرداد را موضوع مناسبی برای تبليغ ديدگاههای سياسی خود دانسته ‌اند، نشانگر آن است که اين رويداد تاريخی استعداد تبديل شدن به يک منبع الهام سياسی و احيای مجدد در خاطره طيفی از مردم را دارد.

احيای دوباره خاطره دوم خرداد البته تا حدود زيادی به رفتار دولت آقای احمدی نژاد در ماههای آينده بستگی دارد. قاعدتا هر چه بر ميزان فشارهای امنيتی عليه فعالان سياسی و اجتماعی ايران افزوده شود و به هر اندازه که نرخ تورم و گرانی افزايش يابد، به همان اندازه هم، توجه ايرانيان به روزهای «بهتر» گذشته، بيشتر جلب می ‌شود.

در واقع، اين روزها، مقايسه شرايط زندگی مردم در دوره آقای خاتمی با دوره کنونی، مورد بحث فعالان اصلاح طلب ايرانی است.

اصلاح طلبان ايرانی در اواخر دوران رياست جمهوری خاتمی به دو گروه تقسيم شدند. يک گروه خط مشی او را درست و در جهت ارتقاء موقعيت جامعه ايران می‌ دانستند و بر ادامه همان خط مشی تاکيد می‌کردند.

اين دسته از اصلاح طلبان، مشارکت در انتخابات رياست جمهوری سال ۱۳۸۴ را به عنوان تنها راه ادامه برنامه های اصلاحی دانستند و به طور فعال در انتخابات شرکت کردند، هر چند که با شکست روبرو شدند.

بخشی ديگر از اصلاح طلبان، خط مشی آقای خاتمی و دولت او را برای بهبود شرايط جامعه ايران نامناسب تلقی می‌کردند و بر اين عقيده بودند که نهادهای انتصابی حکومت، تمام تلاش ‌های وی را خنثی کرده و باعث انباشت مشکلات جامعه ايران شدند.

اين دسته از اصلاح طلبان، شرکت در انتخابات را راه حل مناسبی برای برون رفت از بن بست نمی ‌دانستند و به همين علت از انتخابات رياست جمهوری نهم کناره گرفتند، گرچه آن را به طور رسمی تحريم هم نکردند.

اين شکاف سبب بروز بحث‌های تلخی بين دو گروه اصلاح طلب شد، به گونه ‌ای که طرفداران مشارکت در انتخابات، به قدرت رسيدن آقای احمدی نژاد و پيامدهای رفتار وی بر موقعيت داخلی و خارجی ايران را متوجه قهر کردن بخشی از اصلاح طلبان از صندوق‌های رای می ‌دانستند، در حالی که اصلاح طلبان مخالف شرکت در انتخابات، به قدرت رسيدن آقای احمدی نژاد را نتيجه طبيعی ضعف دولت آقای خاتمی و سرخوردگی عميق توده مردم از ناکارآمدی حداقلی برنامه‌های او بر می‌ شمردند.

فارغ از اين نزاع، امروزه همه اصلاح طلبان در اين مورد که سياست‌ های دولت آقای احمدی نژاد، می‌ تواند جامعه ايران را دستخوش بحران داخلی و خارجی بسيار پرهزينه‌ ای کند، در حال دستیابی به اجماع هستند، اجماعی که در صورت تحقق، ممکن است به راهکار مشخصی در انتخابات مجلس هشتم منجر شود.

به هر حال، دوم خرداد سال ۱۳۷۶ از نظر متفکران ايرانی، يک رويداد سياسی تاريخی است که اينک دستمايه نزاع بين جناح‌های سياسی قرار گرفته و اهميت اجتماعی آن از نظر دور مانده است.

با گذشت زمان، امکان تحليل اجتماعی عميقتر اين رويداد بيشتر فراهم می ‌شود، رويدادی که مطالبات اجتماعی مردم ايران را از لايه‌ های پنهان جامعه به سطح سياسی منعکس کرد، اما مجموعه نظام سياسی ايران نتوانست به اين مطالبات پاسخ مناسبی دهد و آنها را سرکوب کرد.

سرکوب مطالبات مطرح شده در دوم خرداد، جامعه ايرانی را چنان پيچيده و دستخوش بحران‌های چند وجهی کرده است که زلزله‌های سياسی غير قابل پيش بينی يکی از مشخصات آن خواهد بود.

منبع: بی بی سی

بالا^^