روزنامه كيهان، ويترين زشت‌تر نماي نظام
سه‌شنبه، 18 اردیبهشت 1386

احمد زیدآبادی

حدود هفت سال پيش هنگامي كه بازجو از من پرسيد؛ نظرت در باره كيهان چيست، بي‌درنگ در پاسخش نوشتم: كيهان روزنامه‌اي است كه اموال عمومي را تباه مي‌كند و نفرت مي‌آفريند.

چند ماه پس از آن نيز، وقتي كه بازجو مطلبي را در زندان 59 نشانم داد تا در باره آن اظهار نظر كنم، پرسيدم، در كجا به چاپ رسيده است؟ ابتدا از معرفي منبع مطلب خودداري كرد و چون با اصرارم روبرو شد، گفت: در روزنامه كيهان!

مطلب، اظهارات يك مقام آمريكايي بود كه در آن ادعا شده بود، اصلاح طلبان ايراني به فرمان آمريكا حركت مي‌كنند.

بنابراين در پاسخ پرسش بازجو نوشتم: كيهان روزنامه‌اي است دروغ پرداز و بي‌اعتبار و به نوشته‌ هاي آن نمي‌توان اعتماد كرد.

نظر امروز من در باره كيهان همان است كه هفت سال پيش براي بازجو نوشتم و همچنان بر اين باورم كه كيهان كارويژه‌اي جز پراكندن تخم نفرت در جامعه ندارد.

نفرت پراكني از سوي يك نشريه اما به خودي خود چندان حائز اهميت نيست زيرا در همه جاي جهان، معمولا نشرياتي كه كارويژه‌شان ايجاد نفرت است، وجود دارد.

مشكل كيهان اين است كه با مهارت خاصي خود را معيار اسلام و ويترين نظام سياسي ايران معرفي مي‌كند، ادعايي كه بخش دومش از سوي بسياري از محافل داخلي و خارجي پذيرفته شده است.

اسلامي كه كيهان معرفي مي‌كند البته براي دينداران پاك نهاد و بي‌ريا پديده‌اي ناشناس نيست. آل ابي سفيان نيز اسلام را به خدمت قدرت سياسي خود گرفتند و براي خفه كردن نداهاي عدالت جويانه و حق‌طلبانه، دروغ و تهمت و هتاكي را عليه پاكترين دينداران عصر خود رواج دادند.

روشن است كه وقتي دروغ پردازي، تهمت پراكني و هتاكي آن هم تحت نام دينداري مجاز شود، ديگر هيچ نشاني از جوانمردي و اخلاق و مروت و احسان و انصاف باقي نمي‌ماند.

كيهان هر گاه مي‌خواهد به فرد و يا گروهي بتازد، يك جو جوانمردي ندارد تا دست كم نقل‌قول‌هاي مستقيم را مطابق آنچه گفته شده، به خوانندگانش انتقال دهد و بي‌هيچ حيا و خجالتي، ابتدا در اصل نقل قول دست مي‌برد و آن را تحريف مي‌كند و سپس تيرهاي زهرآگين خود را به سوي هدف رها مي‌سازد.

چه بسيار جواناني كه در يك قدمي ايمان بوده‌اند، اما كيهان با روش ضد اخلاقي خود آنها را نه فقط از دين رمانده بلكه به خصومت با آن كشانده است. وااسفا كه به كارگيري مذهب عليه مذهب تمامي ندارد.

آنچه اما از نقطه نظر سياسي مهم است، اين است كه كيهان خود را ويترين نظام معرفي مي‌كند و در جا انداختن اين مطلب، موفق هم شده است

همه مي‌دانيم كه هر صاحب كالايي، بهترين اجناس خود را در ويترين قرار مي‌دهد تا نظر مساعد ناظران و مشتريان را به كالاي خود جلب كند.

آيا آنچه كيهان عرضه مي‌كند، به راستي بهترين كالاي نظام سياسي ايران است؟ مي‌دانم كه بسياري از منتقدان و مخالفان نظام خواهند گفت كه همين است و جز اين نيست، ولي تجربه من نشان مي‌دهد كه كيهان نه بهترين، بلكه بنجل‌ترين كالاي نظام است، كالايي كه سبب انزجار هر مشتري مي‌شود.

كساني كه بازجويي‌هاي طولاني، سلول انفرادي و زندان‌هاي عمومي را در جمهوري اسلامي تجربه كرده‌اند، مسلما تصديق خواهند كرد كه برخي از مجريان اين سناريوها، بي‌شباهت به كيهاني‌ها نيستند وهمان بدخويي و كينه جويي و نفرت را با خود دارند. اما اين دوستان در عين حال تاييد خواهند كرد كه چنين افرادي اندك شمارند و بسياري از بازجوها، ماموران وزندان‌بان‌ها، نه فقط كينه جويي گردانندگان اصلي كيهان را ندارند، بلكه اغلب افرادي بي‌آزار و معمولي‌اند و شماري از آنها از اخلاق انساني و جوانمردي هم به اندازه لازم بهره برده‌اند.

من تا به حال نگفته‌ام كه زندان اوين در سال 1382 شباهت زيادي به زندان سال 1379 نداشت و مجموعه شرايط زندان تحت مديريت مرحوم دوست محمدي – كه چندي پيش به دليل آثار باقي مانده از استنشاق گازهاي شيميايي در جريان جنگ ايران و عراق به رحمت خداوند رفت – بهتر و انساني‌تر شده بود.

چرا اين مطلب را نگفته‌ام؟ آيا از نقد نيروهاي راديكال مخالف نظام ترسيده‌ام؟ به هيچوجه. آيا علاقه مند بوده‌ام كه زحمات مديري مانند مرحوم دوست محمدي و امثال وي را ناديده بگيرم؟ به هيچوجه. تنها دليلش اين است كه وقتي كيهان با اين ميزان از بدخويي و ناجوانمردي آن هم از موضع تريبون و ويترين نظام به احدي از سرمايه‌هاي انساني اين مرز وبوم رحم نمي‌كند، سخن گفتن از برخي اصلاحاتي كه در گوشه وكنار صورت گرفته است، به امري بي‌ربط تبديل مي‌شود.

من نمي‌‌دانم چرا نظام جمهوري اسلامي اصرار دارد كه زشت‌ترين وخشن‌ترين كالاي خود را به عنوان ويترين خود معرفي كند و بدينوسيله برخي از اقدام‌هاي مفيد خود را يا تباه سازد و يا از چشم منتقدان دور نگه دارد؟

من مي‌دانم كه انديشه حاكم بر كيهان انديشه حاكم بر كل نظام سياسي ايران نيست، زيرا اگر چنين بود، جمعيت ايران به زير ده ميليون ميل كرده بود!

دقيقا به همين دليل از آنهايي كه در گوشه وكنار و در مديريت‌هاي مياني يا پاييني براي بهبود اوضاع تلاش مي‌كنند، در شگفتم كه چرا رضايت مي‌دهند كه كيهان با زبان هتاك و دشنام‌گويش، خود را نماينده و ويترين آنها تعريف كند؟

به نظر من، اگر كيهان در مقام تريبون نظام ظاهر نمي‌شد، مديري مانند آقاي دوست محمدي كه در عين بيماري مهلك خود در حد توانش براي بهتر كردن شرايط زندان كوشيد، چنان غريب جان به جان آفرين تسليم نمي‌كرد. به گمان من، حتي اكبر گنجي در فقدانش مقاله مي‌نوشت.

منبع: روزآنلاین

بالا^^