احمد زیدآبادی
"غربي ها در برخورد با مساله حقوق بشر و حق اتمي کشورها، با معيارهاي دوگانه برخورد مي کنند."
از زماني که کارنامه حقوق بشر و برنامه اتمي ايران مورد اعتراض دنياي غرب قرار گرفته است، جمله نقل شده در بالا، بيش از هر جمله و عبارت ديگري بر زبان مسئولان جمهوري اسلامي در رده هاي مختلف جاري شده است.
بسيار خوب! غربي ها دوگانه عمل مي کنند، اما نظام حاکم بر ايران چطور؟
اکنون حدود يک هفته است که رسانه هاي دولتي ايران به طور گسترده اي تظاهرات و تحصن هواداران حزب الله لبنان و گروههاي متحد آن را در خيابان هاي بيروت و در مقابل کاخ نخست وزيري لبنان پوشش مي دهند و از مشروعيت بي قيد و شرط حرکت حزب الله با حرارتي زايدالوصف دفاع مي کنند.
بسيار خوب! حزب الله متحد ايران است و دفاع از متحد نيز کمابيش قابل درک!
حزب الله اما در حال انجام چه اقدامي است که تا اين اندازه در خور حمايت و ستايش مسئولان و رسانه اي دولتي ايران است؟
سيدحسن نصرالله دبير کل حزب الله لبنان به صراحت اعلام کرده است که از طريق "نافرماني مدني" هواداران خود و گروههاي همسويش مي خواهد دولت فواد سينيوره نخست وزير لبنان را که داراي اکثريت پارلماني است، ساقط کند.
نافرماني مدني؟ بله اين درست همان عبارتي است که آقاي نصرالله به کار برده و از قضا تلويزيون جمهوري اسلامي هم آن را نقل کرده است.
جمهوري اسلامي از نافرماني مدني حزب الله که آقاي نصرالله آن را شيوه اي کاملا دموکراتيک و مشروع ناميده، به وجد آمده است، اما خود ….
طي سال هاي گذشته، اغلب منتقدان و مخالفان مسالمت جوي نظام جمهوري اسلامي به دليل "تلاش براي جابجايي فکر"، "سازماندهي مطالبات صنفي و کارگري"، "برنامه ريزي براي تظاهرات" و "تشکيل جلسه خصوصي".
متهم به براندازي نظام سياسي شده و مدت ها از عمر خود را در زندان و سلول هاي انفرادي گذرانده اند.
وقتي که "تلاش براي جابجايي فکر" يعني همان کوشش براي تاثير بر افکار عمومي، اقدامي مترادف براندازي و به تعبير رئيس پيشين دستگاه قضايي "محاربه" تلقي شود، تکليف کساني که بخواهند دم از نافرماني مدني بزنند، کاملا روشن است.
در سال هاي اخير، اکبر گنجي مدافع نافرماني مدني براي وادار کردن دولت به تسليم در برابر خواست عمومي بوده است، اما سرنوشت او هنوز از يادها نرفته است.
گنجي اما نه رهبري يک گروه هوادار نافرماني مدني را به عهده داشت و نه در موقعيت سازمان دهنده چنين اقدامي بود. او تنها از يک ايده سخن به ميان آورده بود، آن هم به ابتکار شخص خودش، آن هم در شرايط زندان.
اکنون تصور کنيد حال و روز کسي را که بخواهد هوادارانش را به خيابان ها بکشاند و با اعلام صريح نافرماني مدني، خواستار سرنگوني دولت شود!
اين بحث را مي توان از زوايه مفهوم انقلاب مخملين هم مطرح کرد.
در يکي – دو سال اخير، نظام جمهوري اسلامي با تصور اينکه آمريکا در پي به راه اندازي انقلاب رنگي يا مخملين در ايران است، هر گونه ارتباط اتباع و سازمان هاي غير دولتي را با دنياي خارج زير زره بين قرار داده و اجازه برپايي هر نوع تظاهرات مسالمت آميزي را به هر گونه نيروي سياسي نداده است.
انقلاب مخملين چيزي جز برگزاري تظاهرات خياباني براي واداشتن دولت حاکم به پذيرش پاره اي تغييرات نيست، يعني همان چيزي که حزب الله و متحدانش به صورتي راديکال در پي آن هستند.
بنابراين، از نگاه جمهوري اسلامي، نه نافرماني مدني في نفسه بد است و نه انقلاب مخملين در ذات خود نامطلوب. مهم اين است که اين ساز و کارها بخواهد در کجا عمل کند. اگر کسي بخواهد از اين ساز و کارها در ايران استفاده کند، جاسوسي براي بيگانه کمترين اتهام اوست، اما اگر کسي بخواهد همين ساز و کار را عليه دولت هاي مخالف جمهوري اسلامي به کار گيرد، البته که اقدامي مشروع، قانوني و منطبق با همه موازين دمکراسي انجام داده است!
نياکان ما لابد با اين نوع بازي هاي دوگانه آشنا بوده اند که گفته اند: قربون برم خدا ره، يک بوم و دو هوا ره!
منبع: روزآنلاين
بالا^^