دنياي اسلام گروگان افراط‌گرايي
پنج‌شنبه، 15 تیر 1385

احمد زیدآبادی
اوايل هفته جاري بمبي در ميدان تره‌بار شهرك فقير نشين صدر در حومه بغداد منفجر شد كه بر اثر آن بيش از شصت تن از دستفروشان دوره گرد و مردم محرومي كه براي خريد ميوه به ميدان آمده بودند، تكه پاره شدند. بيش از صد نفر نيز در اين انفجار زخمي و دارايي ناچيز صدها تن ديگر دود شد و به هوا رفت.

عامل انفجار طبق معمول يك سلفي دو آتشه بود كه به قصد قربت به آستان الهي جان دهها مسلمان شيعه‌اي كه به نظر او كافر بودند، گرفت. وقتي مي‌انديشم كساني كه در كمال خونسردي دست به قتل و كشتار همنوعان بي‌گناه خود مي‌زنند، همانند من به سمت قبله نماز مي‌گذارند و با همان الفاظي كه من نيايش مي‌كنم، آنها نيز احتمالا خالصانه‌تر از من به نيايش مي‌نشينند، از وحشت به خود مي‌لرزم.

به راستي دنياي اسلام در حال سقوط به چه بيراهه‌اي است؟ چه آموزش‌هايي برخي از مسلمانان را تا بدين پايه وحشي و درنده خو كرده است؟ اين درنده‌خويي‌ها از كدام آبشخور تغذيه مي‌شوند؟ كدام سياست، نيازمند بازتوليد چنين جنوني است؟ رشد و گسترش روزافزون اين وحشي‌گري دنياي اسلام را به كجا مي‌برد؟ وظيفه مسلمانان منطقي و ميانه‌رو در برابر اين خطر چيست؟
آنگونه كه من مي‌بينم، برخي از مسلمانان مهاجر در جوامع غربي از اين رفتارهاي سبعانه ابراز انزجار مي‌كنند اما اغلب از موضع نفي هر آنچه به اسلام ربط پيدا مي‌كند. اين دسته از مسلمانان كه در واقع فقط به لحاظ هويتي مسلمان تلقي مي‌شوند و در ضديت با باورهاي اسلامي نظير ندارند، در واقع با رفتار و گفتارشان اگر به تشديد افراط‌گرايي در دنياي اسلام كمك نكنند، بي‌ترديد به كنترل آن هم كمكي نمي‌كنند.

در مقابل برخي از جماعت‌هاي مسلمان در مغرب زمين حتي به دفاع از اعمال خشونت‌بار همكيشان خود در عراق و ساير نقاط دنياي اسلام مي‌پردازند و پيدا و پنهان از آنان حمايت مي‌كنند. تاثير اين گروه از مسلمانان نيز بر تشديد افراط‌گرايي در دنياي اسلام نياز به توضيح ندارد.

اما آيا در كشورهاي غربي جماعتي متشكل و سازمان يافته از مسلمانان ميانه‌رو و منطقي وجود دارد كه نسبت به اين بلاي خانمانسوز حساس باشد و راههاي كنترل و مهار آن را به جهانيان نشان دهد؟

من در اين باره اطلاعي ندارم، اما اگر مسلمانان ميانه‌رو در غرب نيز مانند همتايان خود در خاورميانه و ساير نقاط جهان اسلام در برابر افرط‌گرايي اسلامي دچار ضعف و ترديد و تناقض باشند، اميدي نيست كه در جهت مهار آن موفقيتي كسب كنند.

واقعيت اين است كه افراط‌گرايي در جهان اسلام و بخصوص در خاورميانه رو به توسعه است و اگر اين روند ادامه يابد، ديري نخواهد گذشت كه مجموعه دنياي اسلام به صورت گروگاني در دست افراط‌گرايان در خواهد آمد.

متاسفانه افراط‌گرايي در جهان اسلام از قالب انديشه و تئوري خارج شده و با سياست از جمله سياست بين‌الملل پيوند خورده است و همين نكته مبارزه با آن را از جانب مسلمانان ميانه‌رو سخت و دشوار كرده است.
اينك افراط‌گرايي اسلامي در يك سو و آمريكا و اسراييل در سوي ديگر، در حال جنگ با يكديگرند. هنگامي كه جنگ بين دو طرف در جريان است، حمله به يك طرف به معناي حمايت از طرف ديگر تلقي مي‌شود. مسلمانان ميانه‌رو با افراط‌گرايي اسلامي مخالفند، اما در همان حال با پاره‌اي از سياست‌هاي آمريكا و بويژه اسراييل نيز سر سازگاري ندارند.

بنابراين، آنها براي اينكه در صف اسراييل و آمريكا قرار نگيرند، از موضع‌گيري قاطع در برابر افراط‌گرايي مي‌پرهيزند، بويژه آنكه دستگاههاي تبليغاتي افراط‌گرايان چنين تبليغ مي‌كنند كه اگر كسي عليه آنهاست، پس در كنار آمريكا و اسراييل است و اين اتهام در جوامعي كه توده‌هاي سرخورده از توسعه نامتوازن، به راحتي تحريك مي‌شوند، اتهام خطرناكي است.

منظور من در اينجا از افراط‌گرايي اسلامي فقط شامل نحله‌هايي مي‌شود كه كشتار كور و بي‌هدف انسان‌ها براي آنان موجه و جايز است و لزوما همه آنهايي را كه آمريكا و همپيمانانش در فهرست تروريستي خود گنجانده‌اند، در بر نمي‌گيرد.

اتفاقا در جهان اسلام، گروههاي اسلام‌گرايي يافت مي‌شوند كه فقط سختي شرايط از آنان چهره‌هايي سرسخت ساخته است و چنانچه اين شرايط دگرگون شود، آنان نيز براي زندگي مسالمت‌آميز در كنار ساير ملل مشتاق هستند.

به باور من، نه حمله آمريكا به عراق و نه حمله‌اش به افغانستان، هيچكدام سبب گسترش افراط‌گرايي در جهان اسلام نشده، ‌بلكه فقط خشونتي پنهان در اين جوامع را عريان كرده است. آنچه به مثابه تندبادي بر كوره افراط‌گرايي در دنياي اسلام مي‌دمد، مساله فلسطين است و اگر رهبران اسراييل جز اين به خورد دنياي غرب مي‌هند، راست نمي‌گويند.

مساله فلسطين راه حلي دارد كه متاسفانه دولت‌هاي اسراييل و آمريكا نه به علل منطقي بلكه صرفا به دليل زياده خواهي، حاضر به تن دادن به آن نيستند. من در اين باره پيش از اين نوشته‌ام و بعد از اين خواهم نوشت.
با اين همه، تا زماني كه به هر دليلي صحنه‌هاي كشت و كشتار و تخريب و ويراني در اردوگاههاي آوارگان در نوار غزه و يا در كرانه باختري از تلويزيون‌هاي دنياي اسلام پي در پي پخش مي‌شود، هر تصويري، افراط‌گرايي را در ذهن و ضمير جوان يا نوجواني تزريق مي‌كند.

از قضا و به خلاف ظاهر، بازنده اين بازي اسراييل و آمريكا نيستند، بلكه مسلمانان معتدل و بي‌پناهي هستند كه مجبور به زيستن در اين نقطه از زمين و در اين لحظه از زمان هستند، زمين و زماني كه كشتار بي‌گناهان براي رفتن به بهشت مد روز شده است.

منبع:روزآنلاین بالا^^