فاطمه حقيقت جو
موضع گيري شفاف محمود احمدي نژاد در مخالفت با برخوردهاي خشن عليه زنان و برداشتن سد حضور دختران و زنان در ورزشگاهها ، را از زواياي مختلف مي توان به بحث گذاشت؛ اما در اين نوشتار فارغ از نيات و اهداف او، مايل به بررسي موضوع، با رويکرد به نقش و سهم زنان در صدور اين احکام هستم.
دستور اختصاص بهترين مکان ورزشگاهها به زنان و خانواده ها در حالي صادر شد که از مدتها پيش جمعي از دختران و زنان براي تحقق اين مطالبه حداقلي خود در مقابل ورزشگاهها به هنگام برگزاري مسابقات ملي تجمع کرده و خواهان ورود به ورزشگاهها بودند. اگرچه خبرهاي ناخوشايندي از تحت پيگرد قرارگرفتن برخي از اين تجمع کنندگان نيز به گوش مي رسد، ولي استقامت آنها براي شکستن اين سد، نشانه مهمي از به حرکت در آمدن جنبش زنان در ايران و برداشتن گام هاي عملي جهت تحقق مطالبات شان بود. درست در روزهايي که هجمه عليه زنان از سوي بخش هايي از حاکميت و نهاد هاي نظامي و انتظامي به بهانه مقابله با آنچه آن را بدحجابي مي خوانند شدت گرفته است، مخالفت رئيس جمهور با برخوردهاي خشن عليه زنان و گشودن در ورزشگاهها به روي دختران به عنوان نماد جريان خود خوانده اصولگرا با هر نيتي همراه باشد، تاييدي است بر موفقيت زنان در دستيابي به يکي از مطالباتشان. هر چند حق انتخاب در مقوله حجاب، آنگونه که بسياري از زنان جامعه ايران خواهان آن هستند، هنوز تحقق نيافته است.
شايد با واکنش شديد علما و روحانيون قم، برخي بر اين اعتقاد باشند که اين دو دستور نيز در نطفه خفه خواهد شد و آنچه در عمل رخ مي دهد، همان برخوردهاي ناصحيح دستگاههاي حکومتي و لباس شخصي هاست که طي اين سالها جامعه با آن درگير بوده است. ولي شخصا معتقدم نفس اينکه تلاش زنان به تسليم شدن رئيس جمهور محافظه کار و اطرافيان وي منجر شده ، خيزش زنان ايران را گامي به پيش خواهد برد و مي توان به موفقيت هاي بزرگتري در آينده اميدوار بود. اين اميدواري وقتي دوچندان مي شود که به سالهاي عقب تر بازگرديم و آنچه بر زنان گذشته است را به اختصار مرور کنيم:
با پيروزي انقلاب اسلامي ايران گرچه از ابتدا تصور ايجاد محدوديت و کشيدن حصار به دور زنان به اذهان نمي رسيد؛ ولي با استقرار حکومت، رفته رفته ديدگاههاي مذهبيون تندرو بر تفکرات نوگرايانه مذهبي چيره شد و با اجباري شدن حجاب و ترويج خانه نشيني زنان، از طريق الگوسازي مادران خانه دار، زنگ انزوا براي زنان به صدا در آمد. وضع قوانين تبعيض آميز و نهادينه شدن نابرابري هاي اجتماعي به نام اسلامي کردن قوانين مستند به ديدگاههاي بعضا طالباني از اسلام چنان عرصه را به زنان تنگ کرد که شماري از زنان جامعه ايران تحت سيطره مردان از بديهي ترين حقوق شان محروم شدند.
تجربه تاريخي نشان داده است زنان جامعه ايران هرگاه براي گرفتن خقوق خود تلاش کرده اند موفق شده اند حق شان را از حاکميت بگيرند و حاکميت نيز از اعمال زور در اجراي مصوباتش در حوزه زنان تا موفقيت عاجز مانده است. اگر روزي رضاخان نتوانست به اجبار چادر از سر زنان بکشد؛ علما و حاکميت مذهبي نيز قادر به ديکته کردن عقيده و نظر خود به عنوان نظر برتر نيستند و بايد حق زنان در انتخاب نوع پوشش را به رسميت بشناسد و روزي نيز چنين خواهد کرد، هر چند پذيرش آن برايشان دشوار باشد.
گرچه نگارنده بر اساس اعتقادات ديني خود، حجاب را به عنوان پوشش انتخاب کرده ام و حتي در کشور آزادي چون آمريکا نيز همواره اين پوشش را رعايت کرده ام؛ معتقدم زناني که با قرائت هايي ديگر از اسلام تعريف ديگري از حجاب دارند يا زنان ديگري که اساسا مسلمان نيستند، بايد از آزادي کامل در انتخاب سبک زندگي خود برخوردار باشند. اين آموزه قرآن است که مي فرمايد لااکراه في الدين و برگرفته از سنت اميرالمومنين علي (ع) است که از نقض حقوق زني يهودي را از مرگ براي خود شديدتر مي داند.
بنابراين ضمن تاکيد بر اين نکته که حق گرفتني است اين موفقيت را به زنان ايراني تبريک گفته و از آقاي احمدي نژاد به خاطر اين اقدام شجاعانه تشکر مي کنم و از نمايندگان مجلس مي خواهم همانطور که قانون اساسي صراحت دارد خود را نماينده همه مردم ايران بدانند نه نماينده حزب و ارگان متبوعشان و در راستاي توسعه آزاديها که حق مسلم مردم ايران است تلاش کنند و اگر نمي توانند اينگونه بيانديشند، لااقل در برابر آزادي هاي مردم مانع تراشي نکنند.
منبع : روز
بالا^^