احمد زیدآبادی
آن دسته از ايرانياني كه به دلايل سياسي ترك وطن كردهاند و يا مجبور به اين كار شدهاند، درگير بحث و گفتگوهاي داغي شدهاند كه گرماي آن به داخل ايران هم رسيده است.
بحث ظاهرا از آنجا آغاز شده است كه عدهاي تصور ميكنند عدهاي ديگر به كمك نئومحافظهكاران و پنتاگون شتافتهاند تا به برنامه آنها براي حمله به ايران كمك كنند.
در باره اين ادعا البته من دليل و مدرك و حتي شاهد و قرينهاي نديدهام و تا وقتي هم كه نبينم اين نوع ادعاها را تهمت به حساب ميآورم. تهمت نيز از نظر من بزرگترين سيئه بشري است كه در نزد ما ايرانيان اگر به حسنه تبديل نشده باشد، دستكم به صورت امري مباح در آمده است. اين كه ما مخالف تحليل يا خط مشي افرادي باشيم به باور من طرح هر اتهامي را عليه آنها مجاز نميكند.
بزرگي شكنجه شده در زندانهاي حكومت پهلوي ميگفت ما در دوران انقلاب در باره شاه بسيار بيتقوايي كرديم. جناياتي به او نسبت داديم كه بسياري را مرتكب نشده بود و سياستهايي را نفي كرديم كه همه آنها مضر نبودند.
البته اين نكته در مورد همه كساني كه ما با آنها دشمني ميورزيم، مصداق دارد. اگر با آمريكا و اسراييل دشمنايم، هر جنايت كرده و نكرده را به آنها نسبت ميدهيم و اگر با احمدينژاد سر ستيز داريم از او هيولايي تمام عيار ميسازيم.
در اينجا مجبورم روشنتر سخن بگويم. برخي دوستان در داخل كشور كه از سخنراني علي افشاري در كنگره آمريكا خشمگين شدهاند، مرا نيز تحت فشار گذاشتهاند تا در اين باره اعلام موضع كنم. من از ورود به بحثهاي جنجالي از نوعي كه راه تهمت و افترا را ميگشايد پرهيز دارم و به عمد نمي خواهم يك طرف اين بحثهاي بيسرانجام و مناقشهآميز باشم. اما پرسشم از آن دوستان اين است كه بحثي كه نه براي تفاهم بلكه براي ستيز است، چه نتيجهاي در بردارد؟
ما ايرانيان به طرز نااميد كنندهاي از آداب گفتگو دور ماندهايم و حتي اگر در مقام تئوري هزاران استدلال در مزيت تكثر و تنوع و مدارا و پرهيز از مطلق انديشي ارائه كنيم، در رفتارمان طاقت تحمل دگر بودن ديگران را نداريم.
براي نمونه من ميتوانم با ارائه دلايلي روشن و مشخص با سخنراني علي افشاري در كنگره آمريكا مخالف باشم، اما براي ابراز مخالفتم چه نيازي به استفاده از تهمت و انگ و افترا دارم؟
در عين حال، من ميدانم كه بسياري افراد از جمله حسنالترابي در اوج درگيرياش با آمريكا در كنگره سخنراني كردهاند اما آيا صرف سخنراني در كنگره كه مسلما در مغرب زمين امري عادي است، ذنب لايغفر است؟
اگر صرف سخنراني در كنگره امري عادي است پس اصل ماجرا به محتواي سخناني كه ايراد شده است، برميگردد. آيا سخنان افشاري در كنگره دعوت از آمريكا براي حمله نظامي به ايران بود يا برحذر داشتن آنها از اقدام به چنين حملهاي؟
آيا درخواست افشاري براي اعمال فشار عليه دولت ايران بر محور حقوق بشر به معناي بر باد دادن استقلال ايران و به خطر انداختن تماميت ارضي كشور بود؟ اگر چنين باشد كه تمام اصلاحطلبان در مظان اتهام قرار خواهند گرفت!
مگر جز اين است كه در طول سالهاي گذشته اغلب ما به سياست دنياي غرب در برابر دولت ايران به اين تصور كه بر مبناي انگيزههاي تجاري و اقتصادي استوار شده است، تاختهايم و خواستار در اولويت قرار گرفتن بحث حقوق بشر شدهايم؟
واقعا معلوم است كه ما از دنيا چه ميخواهيم؟
اما جالب اينجاست آن دسته از دوستاني كه خود را در شمار مخالفان مداخله آمريكا در امور ايران ميدانند، به مقدمات و تبعات چنين مخالفتي پايبندي نشان نميدهند.
يكي از موارد عدم پايبندي آنها به ادعايشان، مشاركت فعال در ساختن تصويري وحشتانگيز از احمدينژاد و دولت او در سطح جهان است. اگر احمدينژاد به واقع همانقدر خطرناك و ديوانه است كه اين دوستان معرفي ميكنند، پس به چه علتي دولت آمريكا بايد در مقابل او دست روي دست بگذارد و سرنوشت او را به تاريخ حواله كند؟
آيا خطرناك نشان دادن احمدينژاد پيامي جز اين در بر دارد كه آمريكا و متحدانش بايد براي خنثي كردن او چارهاي بيانديشند؟
اين موضوع مرا به ياد يك سايت خبري مياندازد كه به شدت مدافع خاتمي و دوستانش هست و هر حركتي فراتر از آنها را به منزله تندروي كودكانه محكوم ميكند، اما همين سايت در ساختن غول بي شاخ و دمي از محافظهكاران ايران چنان اغراق ميكند كه وحشت سراسر وجود آدمي را ميگيرد. اگر به راستي محافظهكاران ايران تا بدين پايه ترسناكند پس اين همه اصرار برصحت مشي خاتمي در برخورد با آنها براي چيست؟
غرض از اين نوشته البته حمايت از مشي سياسي دوستاني كه ناخواسته و بيدليل در معرض اتهام رابطه با آمريكا قرار گرفتهاند، نيست بلكه هشدار به دوستاني است كه سابقه و شخصيت و زحمات و آبروي هموطنان خود را چنان بيارزش يافتهاند كه نيازي به قدري احتياط در قضاوت خود نميبينند.
تمام دوستان باور كنند كه اگر همين شيوهها را در برخورد با مخالفان خط مشي و استراتژي خود دنبال كنند، اين مردم خسته از دعواهاي بيحاصل و بعضا زننده سياسي، همين وضع موجود را بهتر از هر گزينه ديگري خواهند يافت.
منبع : روز
بالا^^